آرشيو مذهبی

بسیج خبری

مذهبی

 یکی از غسلهاى واجب هفت گانه زنان  ((غسل حیض)) است.

۱- حیض خونى است که غالبا در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى شود, و زن را در موقع دیدن خون حیض حائض مى گویند.

۲- خون حیض (۱) در بیشتر اوقات غلیظ و گرم و رنگ آن (۲) سرخ مایل به سیاهى یا سرخ تیره  است و با فشار و کمى سوزش بیرون مىآید.

۳- مدت حیض کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمى شود, و اگر مختصرى هم از سه روز کمتر باشد حیض نیست .(۳)

۴- باید (۴) سه روز اول حیض پست سر هم باشد, پس اگر مثلا دو روز خون ببیند و یک روز پاک  شود و دوباره یک روز خون ببیند حیض نیست.

توجه

هنگامى که خون حیض بیرون مىآید, دختر و یا زن در حالت ((رِگل)) یا ((عادت ماهانه)) و یا ((پِریود)) به سر مى برد. پس از آنکه دختران از عادت ماهانه و خون حیض پاک شدند, باید براى کارهایى مانند نماز که نیاز به طهارت و پاکیزگى داند غسل کنند و وضو هم بگیرند.

نمازهاى یومیه اى (۵) که زن در حال حیض نخوانده قضا ندارد, ولى روزه هاى واجب را باید قضا نماید.

چیزهایى که بر حائض حرام است

چند چیز بر حائض حرام است. برخى از آن ها عبارتند از:

اول: رساندن جایى از بدن به خط قرآن یا به اسم خدا و اسامى مبارکه پیامبران و امامان (۶)علیهم السلام که بنابر احتیاط واجب(۷) حکم اسم خدا را دارد. (۸)

دوم: رفتن در مسجد الحرام (در مکه) و مسجد پیغمبر صلى الله على و اله (در مدینه) (۹) اگر چه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود.(۱۰۰)

سوم: توقف (۱۱) در مساجد دیگر, ولى اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود, یا براى برداشتن چیزى برود (۱۲) مانعى ندارد. و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان هم توقف نکند.(۱۳۳)

چهارم: (۱۴) گذاشتن چیزى در مسجد.(۱۵)

پنجم: خواندن (۱۶) سوره اى که سجده واجب دارد و آن چهار سوره است:

اول: سوره سى و دوم قرآن (,, (=الف, لام, میم, تنزیل یا همان سوره سجده)).

دوم: سوره چهل و یکى (حم سجده (=حائ, میم, سجده یا همان سوره فصلت)).

سوم: سوره پنجاه و سوم (و النجم (یا همان سوره نجم)). و اگر یک حرف (۱۷) از این چهار سوره را هم بخواند حرام است.

ششم: عبادتهایى که مانند نماز باید ب وضو یا غسل یا تیمم به جا آورده شود, (۱۸) ولى به جا  آوردن عبادتهایى که وضو و غسل و تیمم براى آن ها لازم نیست, مانند نماز میت مانعى ندارد .

براى دانستن موارد دیگر به رساله ی توضیح المسائل مرجع تقلید خود مراجعه کنید.

۱- زنجانى: خون حیض در بیشتر اوقات, زیاد و گرم و تازه و رنگ آن سیاه یا سرخ تیره است و با  فشار و سوزش بیرون مىآید.

۲- بهجت: رنگ آن سرح مایل به سیاه یا سرخ است.تبریزى: رنگ آن سیاه یا سرخ است. مکارم:  رنگ آن تیره یا سرخ است.

۳- زنجانى: و مراد از روز در اینجا مدت ۲۴ ساعت است, نه روز در مقابل شب .

۴- زنجانى: در این مسائله توضیح مفصلى دارند که مقلدان ایشان به مسائله ۴۴۷ رساله شان  مراجعه کنند.

۵- نمازهاى یومیه, نمازهاى شبانه روزى که در پنج نوبت صبح, ظهر, عصر, مغرب, عش خوانده مى شود.

۶- بهجت: و اسم حضرت زهرا ۳ به طورى که در وضو گفته شد

۷- تبریزى: قید (احتیاط واجب) را ندارد, بلکه تمام مسائله به صورت فتواست.

۸- زنجانى: رساندن جایى از بدن خود به خط قرآن و بنا بر احتیاط به اسم خدا و صفات خاصهئ او  (مانند رحمان) به هر لغت که باشد, مگر پولى که بر آن, نام خدا نوشته شده باشد که دست زدن به آن اشکال ندارد, و احتیاط مستحب آن است که به اسم پیغمبران و امامان و حضرت زهر علیه السلام نیز نرساند.

۹- زنجانى: و حرم امامان علیهم السلام… و مراد از حرم امامان محوطه اى است که ضریح مقدس  و قبر مطهر در آن قرار دارد نه تمام رواقها یا صحنه ها.

.

۱۰- بهجت: و همچنین داخل شدن به آنجا براى برداشتن چیزى بنا بر احوَط .

۱۱- زنجانى: داخل شدن در مساجد دیگر مگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود.

۱۲- تبریزى: عبارت (براى برداشتن چیزى برود) را ندارد .

۱۳- بهجت: بلکه (در حرم امامان) عبور نیز ننماید و همچنین در رواقها(ى حرم).

۱۴- مکارم: داخل شدن در مسحد براى گذاشتن چیزى در آن.

۱۵- تبریزى: یا داخل شدن در آن براى برداشتن چیزى.

۱۶- تبریزى: خواندن هر یک از آیات سجده واجب .مکارم: خواندن یکى از آیات سجده, ولى خواندن غیر آیه سجده از سوره های سجده مانعى ندارد. زنجانى: خواندن هر یک از آیات سجدهئ  واجب و آن در چهار سوره است:

اول: سوره ۳۲, آیه ;۱۵

دوم: سوره ۴۱, آیه ۳۷ ;

سوم: سوره ۵۳, آیه آخر ;

چهارم: سوره ۹۶, آیه آخر. بلکه بنا بر احتیاط خواند آیات دیگر یا قسمتى از یک آیه سوره سحده  نیز جایز نیست.

۱۷- بهجت: اگر یک کلمه از این چهار سوره را هم بخواند حرام است.

۱۸- زنجانى: و در مدتى که حائض مى باشد یا محکوم به حائض بودن مى باشد, اگر عبادتى – ولَو  رَجائَ – به جا آورد معصیت کرده است.

منبع

اگر پدرنماز و روزه خود را بجا نیاورده باشد، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده و می توانسته قض کند بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش بجا آورد یا برای او اجیر بگیرد، بلکه اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد واجب است به همین طور عمل کند و نیز روزه ای را که در سفر نگرفته اگر چه نمی توانسته قض کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا نماید یا برای او اجیر بگیرد.

اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر نماز و روزه قضا داشته یا نه چیزی بر او واجب نیست .

اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نمازقض داشته و شک کند که بجا آورده یا نه، بنابر احتیاط واجب باید قضا نماید.

اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضای نماز و روزه پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست ولی احتیاط مستحب آن است که نماز و روزه او را بین خودشان قسمت کنند یا برای انجام  آن قرعه بزنند.

اگر میت وصیت کرده باشد که برای نماز و روزه او اجیر بگیرند، بعد از آن که اجیر نماز و روزه او را به طور صحیح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چیزی واجب نیست .

اگر پسر بزرگتر بخواهدنماز پدر را بخواند باید به تکلیف خود عمل کند مثلقضای نماز صبح و مغرب و عشا را باید بلند بخواند.

کسی که خودش نماز و روزه قض دارد اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود هر کدام را اول بجا آورد صحیح است .

اگرپسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ یا دیوانه باشد، وقتی که بالغ شد یا عاقل گردید باید نماز و روزه پدر را قضا نماید، و چنانچه پیش از بالغ شدن یا عاقل شدن بمیرد، بر پسر دوم چیزی واجب نیست .

اگرپسر بزرگتر پیش از آن که نماز و روزه پدر رقض کند بمیرد بر پسر دوم چیزی واجب نیست .

منبع

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی بسیج را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (بسیج) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد. امید است که اگر بزرگواران از ما لغزشی دیدند به دیده اغماض در ننگرند و از سر بزرگواری از راهنمایی خود داری ننمایند فاستبقوالله الخیرات الی الله مرجعکم”
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
انجمن محبین صادق الائمه علیه السلام
خادم صادقیون احمد تقی نژاد

منبع

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی بسیج را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (بسیج) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد. امید است که اگر بزرگواران از ما لغزشی دیدند به دیده اغماض در ننگرند و از سر بزرگواری از راهنمایی خود داری ننمایند فاستبقوالله الخیرات الی الله مرجعکم”
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
انجمن محبین صادق الائمه علیه السلام
خادم صادقیون احمد تقی نژاد

منبع

دستورهاى عملى اسلام که وظیفه انسان ها را نسبت به کارهایى که باید انجام دهند و یا از آن دورى کنند، مشخص مى کند، احکام گویند.

 

اقسام احکام

احکامى که وظیفه مکلّفان را معلوم مى کند، پنج قسم است :

واجب ، حرام ، مستحب ، مکروه ، مباح

 

واجب : کارى است که انجام دادن آن لازم است و ترک آن عقاب دارد، مانند نماز و روزه .

 

 

 

 

حرام : کارى است که ترک آن لازم و انجام دادنش عقاب دارد،مانند دروغ و ظلم .

 

مستحب : به کارى مى گویند که انجام دادنش بهتر است و ثواب دارد، مانند صدقه دادن .

 

مکروه : کارى است که ترک آن نیکو مى باشد، ولى انجام دادنش عقاب ندارد، مانند فوت کردن به  غذا و خوردن غذاى داغ .

 

مباح : به کارى گویند که انجام دادن و ترک آن مساوى است ، نه عقاب دارد و نه ثواب ، مانند راه  رفتن و نشستن .

 

احتیاط مستحب : احتیاطى است غیر فتواى فقیه ، و رعایت آن واجب نیست .

 

احتیاط واجب : امرى است که مطابق احتیاط بوده ولى فقیه در آن فتوا نداده است ، در چنین مواردى مقلّد مى تواند به فتواى مجتهد دیگر که در رتبه بعد قرار دارد (فالا علم ) عمل کند.

 

احوط: منطبق با احتیاط.

 

اظهر: ظاهرتر و روشن تر، از فتواست و مقلّد باید طبق آن عمل کند.

 

آغاز عبادت

بلوغ

در آغاز جوانى هر فردى تحولى بزرگ در او رخ مى دهد. قواى جسمى و روحى اش شکوفا مى شود، عشق و امید در او موج مى زند. احساس مى کند شخصیتى پیدا کرده ، دیگر تابع این و آن نیست . مى خواهد خودش مستقل باشد، خودش ‍ تصمیم بگیرد، یعنى دیگر او ((بالغ )) شده ، ولى چه کند، نمى داند از میان هزاران راهى که در پیش چشمان او رخ مى نماید کدام را انتخاب کند. مى خواهد سعادت ابدى را تحصیل کند. احساس مى کند به رهنمایى آگاه و دلسوز نیاز دارد. پیک الهى را مى بیند که با نامه اى آسمانى به سویش آمده دست او را مى بوسد و نامه اش را مى گشاید، همه چیز در آن هست ، دیگر جایى براى نگرانى باقى نمانده ، راه از چاه و حق از باطل برایش روشن شده است و به شکرانه این که خدا تاج عزّت بر سر او نهاده است ((جشن تکلیف )) مى گیرد، یعنى از این به بعد ((مکلّف )) شده است و نسبت به احکام وظیفه دارد.

 

 

علائم بلوغ

بعضى پس از چند ماه که از بلوغشان گذشته تازه متوجه مى شوند که بالغ بوده اند و در این مدت وظایف خود را انجام نداده اند.

 

تشخیص این مساءله آسان است ولى بیایید کمى دقت کنیم ، بلوغ سه نشانه دارد اگر یکى از آنها در دختر دیده شود بالغ شده است .

 

۱ – سن بلوغ

باز هم توجه داشته باشیم که سن بلوغ بر اساس سال قمرى است .

سن بلوغ در دختران تمام شدن نُه سال قمرى است .

سال قمرى ده روز و هجده ساعت از سال شمسى کمتر است .

حالا بیایید ۹۶ روز و ۱۸ ساعت را از ۹ سال شمسى کم کنیم تا سن بلوغ دختران بر اساس سال شمسى به دست آید.

 

استفتاء

سن بلوغ دختر تمام شدن نُه سال قمرى است ، ولى تکالیفى که قدرت بر انجام آن نداشته باشد، مثل روزه ، از جهت عدم قدرت ساقط است . ولى اگر مى تواند در همان رمضان بطور منفصل (مثلا یک روز در میان )  انجام دهد و به وظیفه اش عمل کند.

 

۲ – روئیدن مو :

یکى دیگر از علایم بلوغ روئیدن ((مو)) در زیر شکم است .

 

۳ – عادت ماهانه

از نشانه هاى مهم بلوغ در دختران افزایش طول قد، بزرگ شدن پستانها و لگن خاصره است و سرانجام عادت ماهانه است . همه این نشانه ها دلیل بر آن است که دختر نوجوان قادر به تولید مثل است و عادت ماهانه پایان رشد سریع بدنى دختران را اعلام مى دارد.

 

نگاهى به دوران پیش از بلوغ

وقتى انسان به حد تکلیف رسید باید نظرى به دوران قبل از بلوغ خود بیندازد تا اگر وظیفه اى از دوران پیش از بلوغ بر عهده وى آمده آن را انجام دهد.

 

به چند نمونه توجه کنید:

خمس : اگر بچه خردسالى سرمایه اى داشته باشد و از آن منافعى به دست آید، بنابر احتیاط مستحب بعد از آن که بالغ شد باید خمسش را بدهد.

 

جبران حقوق مردم : اگر بدون رضایت صاحب مال ، در مال او تصرف کند یا چیزى از اموال او را از  بین ببرد و یا چیزى از اموال دیگران را بردارد، پس از آن که بالغ شد باید خسارتش را بپردازد و یا صاحب آن را راضى کند ( اگر ولّى شخص نابالغ صاحب مال را راضى نکرده باشد).

 

دختر پس از بلوغ مى تواند در اموال خود تصرف کند، ولى اگر به حدى از رشد نرسیده که بتواند سود و زیان خود را بسنجد، هنوز حق تصرف در اموال خود را ندارد و مسؤ ولیت اموال او با پدر و پدر بزرگ (پدرى ) اوست .

 

اجتهاد و تقلید

دین اسلام بر اساس اعتقادات صحیح و حق و دستوراتى براى انجام دادن و ترک کردن چیزهایى در زمینه هاى گوناگون ، بنا شده است .

 

در اعتقادات ، تقلید جایز نیست . در اعمال و دستورهاى غیر اعتقادى ، امّا ضرورى دین ، هم تقلید لازم نیست ، ولى در غیر ضروریات اگر شخص مجتهد باشد، یعنى ، بتواند از روى دلایل شرعى وظیفه خود را تشخیص دهد، باید طبق نظریه خود عمل کند. در غیر این صورت ، عقل براى او دو راه معین کرده است :

 

الف ) تقلید: یعنى بر طبق فتاواى مجتهدى که واجد شرائط است ، عمل کند.

 

ب ) احتیاط: یعنى با توجه به نظر تمامى و یا گروهى از مجتهدان ، آنچه را مطابق احتیاط مى  بیند، عمل کند.

 

چرا در مسائل دینى باید تقلید کنیم

انسان هنگامى که چشم به این جهان مى گشاید چیزى نمى داند، ناچار باید از تجارب و از اندوخته هاى علمى دیگران بهره مند شود، زیرا پیمودن راه پر پیچ و خم زندگى نیاز به علم و دانش است .

 

اساساً زندگى روى دو پایه محکم استوار است : ((دانستن )) و ((عمل کردن ))

 

بر مبناى همین اصل نخستین است که انسان زندگى را آغاز مى کند، و سپس با کمک غرایز راه و رسم زندگى را آموخته و درِ کمال و سعادت به روى او باز مى شود و آن غریزه ((تقلید)) است که با منطق صحیح عقل و فطرت همراه است .

 

بر اساس همین منطق و فطرت است که ما در زندگى روزمره براى ساختن عمارت به معمار و بنّاء، و در دوختن لباس به خیاط، و هنگام بیمارى به طبیب مراجعه مى کنیم .

 

به هر حال عقل و فطرت ما را در هر رشته اى به کارشناس و متخصص آن ارجاع مى دهد.

 

همچنین بر اساس همین منطق است که در تعلیمات دینى و قوانین الهى مردم به پیروى از فقهایى که در تشخیص احکام الهى مهارت دارند، رهنمون مى شوند، فقهایى که سالیان طولانى با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته ، و به مقام شامخ اجتهاد رسیده اند و مى توانند قوانین الهى را از مدارک اصلى آن استخراج و استنباط کنند در دسترس مردم قرار دهند.

 

فقهایى که رهبران و راهنمایان دینى مردم هستند و از طرف پیشوایان الهى اسلام این مقام بزرگ به آنها اعطاء شده است تا افراد را در تمام شئون دینى رهبرى کنند.

 

شرائط مرجع تقلید

مساله ۱ :

مجتهدى که انسان از او تقلید مى کند باید داراى چنین شرایطى باشد:

مرد باشد، عاقل باشد، شیعه دوازده امامى باشد، حلال زاده باشد، آزاد باشد، زنده باشد، عادل باشد، و بنابر اظهر از مجتهدان دیگر اعلم باشد و مجتهد اعلم کسى است که در استخراج احکام (از منابع آن ) از مجتهدان دیگر استادتر باشد.

راه هاى شناخت مجتهد اعلم

 

مساءله ۲ :

مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت :

الف ) خود انسان یقین کند، مثل اینکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

 

ب ) آن که دو نفر عالم عادل که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته آنان مخالفت نکنند،

 

ج ) آن که عده اى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا مى شود، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند. بلکه از هر راهى که انسان ، اطمینان به اعلم بودن کسى پیدا کند، بنابر اظهر مى تواند به همان اکتفا کند.

 

مساءله ۳ :

اگر شناختن اعلم ، مشکل باشد و انسان ، گمان به اعلم بودن کسى دارد، در صورتى که گمان او به حدّ اطمینان برسد، باید از او تقلید کند، بلکه اگر اطمینان براى او حاصل نشد، ترجیح کسى که فقط به اعلم بودن او گمان دارد یا احتمال مى دهد، بعید نیست .

 

ولى بهتر این است که در این صورت ، به قول کسى عمل کند که موافق احتیاط باشد. و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگرانند، و با یکدیگر مساوى باشند، باید از یکى از آنان تقلید کند.

 

راه هاى بدست آوردن فتواى مجتهد

 

مساءله ۴ :

راه هاى به دست آوردن فتواى مجتهد، عبارت است از:

الف ) شنیدن از خود مجتهد

 

ب ) شنیدن از دو نفر عادل که فتواى مجتهد را نقل کنند

 

ج ) شنیدن از کسى که مورد اطمینان ، و راستگو است

 

د) دیدن در رساله مجتهد در صورتى که به درستى آن رساله اطمینان داشته باشد،بنابر احوط

 

مساءله ۵ :

اگر مجتهد اعلم در مساءله اى فتوا دهد، کسى که از او تقلید مى کند، نمى تواند در آن مساءله ، به فتواى مجتهد دیگر عمل کند،ولى اگر مجتهد او فتوا ندهد و بفرماید:((احتیاط آن است که فلان طور عمل شود.)) مثلا بفرماید: ((احتیاط آن است که در سه مرتبه تسبیحات اربعه (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) بگویند)) ، باید مقلد به این احتیاط – که احتیاط واجب مى گویند- عمل کند و سه مرتبه بگوید و یا بنابر احتیاط واجب ، از مجتهدى که علم او از مجتهد اعلم کمتر و از مجتهدهاى دیگر بیشتر و یا مساوى است ، عمل کند، پس اگر او یک مرتبه گفتن را کافى بداند، مى تواند یک مرتبه بگوید.

 

مساءله ۶ :

اگر مجتهد اعلم بعد از آن که در مساءله اى فتوا داده ، احتیاط کند و مثلاً بفرماید: ((ظرف نجس را اگر یک مرتبه در آب کر بشویند، پاک مى شود، اگر چه احتیاط آن است که سه مرتبه بشویند)) مقلّد او نمى تواند در آن مساءله ، به فتواى مجتهد دیگر عمل کند، بلکه باید یا به فتوا عمل کند، یا به احتیاط بعد از فتوا- که آن را احتیاط مستحب مى گویند- عمل کند.

 

مساءله ۷ :

فقها، براى تقلید ابتدایى ، زنده بودن مجتهد را شرط مى دانند، امّا اگر مرجع تقلید انسان از دنیا رفت ، در این که ((آیا مى تواند بر تقلید او باقى بماند یا به مجتهد زنده مراجعه کند؟)) مورد اختلاف است . پس اگر کسى در این مساءله ، مجتهد بود، طبق نظر خودش عمل مى کند و گر نه طبق نظر مجتهد زنده اعلم عمل مى کند.

مساءله ۸ :

مسائلى را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد

مساءله ۹ :

اگر مکلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، در صورتى اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفه واقعى خود عمل کرده است و یا عمل او با فتواى مجتهدى که وظیفه اش تقلید از او بوده ، یا با فتواى مجتهدى که فعلاً باید از او تقلید کند، مطابق باشد و عباداتى را که قبلاً انجام داده ، با قصد قربت انجام داده باشد.

منبع: بیتوته

منبع

شناخت صحیح احکام الهى به عنوان یک عنصر مهم ، در تربیت دینى فرزندانمان محسوب مى  شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طورى تربیت کنیم که احکام الهى را رعایت نمایند باید از همان زمان کودکى بر طبق دستورات دینى عمل نماییم. براى اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ با مشکلى روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایى یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود.

این مسأله در مورددختران اهمیت بیشترى دارد; زیرا آنها زودتر از پسران به بلوغ مى رسند. در تعالیم اسلامى به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود ۶ سالگى با دختر و پسر به روشى جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامى توصیه شده است که دختر بچه شش ساله را پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. همچنین زنهاى نامحرم از بوسیدن پسر بچه اى که سنش از هفت سال گذشته است،خوددارى کنند.

همین طور توصیه کرده اند که بستر کودکان در شش سالگى از هم جدا شود.

رعایت این اصول سبب مى شود که دختران و پسران از همان آغاز به تدریج نقش مردانه و زنانه ی مناسب را پیدا کنند و براى بلوغ آمادگى کافى داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکى زمینه براى رشد ویژگیهاى فطرى دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو در مسیرى که آفرینش با تدبیرى حکیمانه پیش پاى آنها نهاده است، سوق داده شوند.

در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مؤمن مى سازیم و یا خود اوست که مى باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق مى تواند روشنگر شیوه ی برخورد ما ب فرزندان در تمامى زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.

کودک موقعى فعل تربیتى را درونى مى کند که خود به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستیم که کودکان مقررات، ارزشها، خصایل و فضایل اخلاقى را درونى کنند یعنى در سازمان ذهنى و عاطفى آنها ریشه بدواند و در عمق وجودشان جایگزین شود باید لوازم و شرایط تربیت را به گونه اى فراهم کنیم که کودک ،خود راغب و مایل به آن شود. مهمترین اصل در تربیت خود انگیخته مسأله ی رغبتها و علایق کودک است. پیام تربیتى باید با کانون رغبت تربیت کننده همسو گردد.

نوجوانان و جوانان باید خود را چنان با ارزش و با عزم و اراده تصور کنند که خویشتن را از درون کنترل کنند. آنان چنین انتظارى را در خود پرورانند که حتما مى باید دیگران آنها را کنترل کنند. آنان باید به گونه اى رشد یابند که حتى در شرایطى کاملا دور از چشم افراد که امکان بهره ورى نیز براى آنان فراهم باشد به لحاظ تقوایى, خود را نگه دارند و دست از پا خطا نکنند. نوجوانان را باید به گونه اى تربیت کرد که خود کنترل بار آیند و نیاز کمترى به انضباط و کنترل بیرونى داشته باشند, و به نحوى آنان را آماده و پرهیزگار نماییم که اگر به درون دریاى گناه و لغزش هم وارد شدند, همانند مرغابى آب بر اندامش ننشیند و خشک بیرون آید, و در واقع عالم را محضر خدا بدانند و در همه جا از درون او را پیام آورى باشد.

شرع مقدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان حدودى را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن براى عدم پوشش کفین و وجه و نیز مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با یکدیگر به گونه اى که گناه درآن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودى است که مى باید رعایت شود.

در مورد رعایت حدود شرعى در روابط دختر و پسر مى باید اولا ما حدود را به خوبى بشناسیم و از افراط و تفریط بیهوده اجتناب کنیم. ثانیا فرزندان را افرادى بار بیاوریم که با کنترل درونى رشد کنند نه فقط ما با کنترلهاى بیرونى. در اینجاست که معناى کلام حضرت زهرا(س) نیز مشخص مى شود که رفتار مطلوب زن در رابطه ب نامحرم را چنین توصیف مى فرمایند: ((زن, نامحرمى را نبیند و نامحرمى او را نبیند. )) چنین الگویى براى کسى مطرح است که خود از لحاظ رشد انسانى به جایى رسیده باشد که این کلام حضرت زهر(س) را خود با تمام وجود حس کند وآن را دستورالعمل زندگى قرار دهد.

آموزش حدود شرعى و مراعات آنها نه تنها نشانه ی عقب ماندگى و یا محدود سازى فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعى است.

هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد به جزئیات و دقایق زندگى و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعى با دیگران توجه بیشترى مى کند. دخترى که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردایى و امثال آن پوشش خود را مراعات مى کند و حجاب خود را نگاه مى دارد و نیز رفتار متین و دینى در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان مى دهد. به این ترتیب خانوادها خود باید برنامه مشخصى در زمینه آموزش حدود رفتارى با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود داشته باشند.

سلیقه هاى مختلف پدر و مادر مسایل شرع را تغییر مى دهد یا از اصل برمى گرداند و براى بچه کار را مشکل مى کند.

نباید مسایل شرع را براى بچه مشکل کرد. اسلام دین راحتى است. دین سختى نیست.

از نظر قرآن کریم، نه تنها تکلیف، سخت و دشوار نیست، بلکه با عمل به آن و چشیدن لذت عبادت و اوامر خداوند شیرینى و حلاوت خاصى را نیز انسان احساس مى کند که با هیچ کدام از لذایذ زودگذر دنیوى قابل مقایسه نیست.

خداوند حکیم بدون در نظر گرفتن نیازها و مصالح انسان به او تکلیف نمى کند. چیزى بر او حلال یا حرام نمى نماید اگر چیزى را بر او حلال کرد, سود وى را در نظر داشته و اگر چیزى را برایش حرام کرد, مصلحت او را مورد توجه قرار داده است.

به طور کلى در اسلام حکمى بدون حکمت و تکلیفى بدون مصلحت وجود ندارد, مقررات الهى بدون استثناء بر مبناى نیازهاى واقعى انسان وضع شده و زندگى خوب و توأم با سعادت و عاقبت نیک جز با انجام این مقررات میسر نیست, هر یک از این احکام, پاسخگو به نیازى از نیازهاى انسان است.

پیامها و نتایج

آشنایى و آموزش تدریجى مسایل دینى به دختران و پسران را از همان دوران کودکى شروع کنیم.

قبل از سن تکلیف نباید با تکالیف سخت و طاقت فرسا احساس تنفر و انزجار در کودک ایجاد نماییم.کودکان

آموزشهاى دینى و اخلاقى باید داراى انعطاف و متناسب با توانایى کودکان در سن قبل از تکلیف باشد.

ماهنامه ی پیام زن

منبع

«بلوغ» به معناى رسیدن به سنّ خاصّى است که انسان در آن سن، آمادگى انجام کار مورد نظر  را دارد. البتّه «بلوغ» در همه مسایل یکسان نیست; زیرا آمادگى براى هر کارى در سنّ و سال خاصّى حاصل مى شود.

بنابراین، سنّ بلوغ در مسائل شرعى، با سنّ بلوغ در مسائل اجتماعى، سیاسى یکسان نیست، همانگونه که بلوغ جنسى با بلوغ اقتصادى (رسیدن به سنى که توانایى انجام امور اقتصادى و مالى را بطور مستقل داشته باشد) تفاوت دارد.

نتیجه این که هر چیزى «بلوغ» خاصّ خود را دارد، و ما نمى توانیم براى همه چیز فقط یک سنّ بلوغ تعیین کنیم.

مسأله ۱ـ یکى از نشانه هاى بلوغ در دختران کامل شدن ۹ سال قمرى و وارد شدن در سن ۱۰ سالگى است. هر سال شمسى ۱۱۱ روز بیشتر از سال قمرى است. بنابراین با محاسبه این تفاوت و در نظر گرفتن سال کبیسه، زمان بلوغ در دختران به سال شمسى حدوداً ۸ سال و ۸ ماه و ۲۳ روز مى باشد.

مسأله ۲ـ دختران با تمام شدن نُه سال قمرى بالغ مى شوند، ولى چنانچه قادر بر انجام برخى از  تکالیف مثل روزه نباشند، انجام آن براى آنها واجب نیست. و اگر تا ماه رمضان سال بعد قادر بر قضاى آن هم نباشند، قضا نیز ندارد، ولى براى هر روز باید فقیرى را سیر کنند. و در مورد ازدواج احتیاج به رشد جسمانى دارند. و در مورد تصرّف در اموال، رشد کافى اقتصادى نیز لازم است.

مسأله ۳ـ دیدن خون حیض براى دختران، از نشانه هاى بلوغ شمرده مى شود.

مسأله ۴ـ رشد جسمانى، مانند افزایش طول قد، بزرگ شدن پستانها، باسن ها و مانند آن، علامت بلوغ (دختران) محسوب نمى شود.

مسأله ۵ـ رشد فکرى و جسمى دختران سریعتر از رشد پسران صورت مى گیرد به همین سبب  سنّ بلوغِ دختران پایین تر از پسران است.

مسأله ۶ـ دخترى که شک دارد که به سنّ بلوغ رسیده یا نه، واجب نیست تحقیق کند، ولى اگر  امکان تحقیق دارد، تحقیق کند.

مسأله ۷ـ آنچه قبل از نُه سالگى دیده مى شود عادت ماهانه محسوب نمى شود، هرچند داراى  همان صفات بوده باشد، بنابراین نشانه بلوغ نیست.

منبع

هر چقدر ما در زندگی خود به چهارده معصوم که
صراط مستقیم پروردگار هستند بیشتر نزدیک شویم و زندگی خود و تمام حرکات و
رفتار و افکار خود را بیشتر به آنها نزدیک کنیم مسیر بندگی را بهتر
پیموده‌ایم و در نتیجه روح ما پرورش بیشتری می‌یابد.

بسیاری از ما به سن خاصی که می رسیم یک سری دغدغه های معنوی برای ما
مطرح می شود و سعی در پاسخگویی مثبت به آنها داریم  مطالعه می کنیم 
سخنرانی هایی مختلف را گوش می دهیم و سعی در انجام آموخته های خود داریم
اما  همواره یک سری دل نگرانی ها و تردیدها دست و پای ما را می بندد ،
احساس می کنیم که همه چیز گنگ و مبهم است و در می مانیم که واقعا به کدام
راه باید رفت و گاه ممکن است  به بن بست برسیم و راهی برای رشد معنوی و
آرامش روح خود پیدا نکنیم و با خود بیندیشیم این روش هایی که می گویند
قدیمی است و باید به دنبال یک راه جدید بود،

خلاصه گویی آنچه که ما
توقع داریم پیدا نمی شود آن چه که ما را از جا کنده و انقلابی در وجودمان
بوجود بیاورد بیشتر دنبال این هستیم که یک شبه راه صد ساله رویم . آیا این
شدنی است ؟

 

چاره چیست؟

در این راه در ابتدا
باید یک شناخت عمیق از آنچه می خواهیم ، برسیم ابزار و مقدماتش را بشناسیم
و از افراط و تفریط های بی جا بپرهیزیم  باید به همه ابعاد وجودی اسنان
توجه شود تا این تلاشمان راه به جایی برد

انسان باید هم به جسمش
توجه کند هم روحش چرا که جسم مرکب روح است و روح ما با استفاده از جسم
کارهای خود را انجام می‌دهد برای همین باید مراقب بود که جسم سالمی داشته
باشیم تا درگیر بیماری ها و مشکلات نشویم که توجه به آن ها جلب شود.

مؤمنین
باید دارای جسم سالم باشند مخصوصا جوانان که مقام معظم رهبری کرارا جوانان
را در کنار تحصیل و تهذیب، توصیه به ورزش می‌کنند. البته همیشه باید دقت
کرد که توجه به سلامتی و شادابی جسم اصل قرار نگیرد و همیشه به چشم یک
وسیله به آن نگاه کنیم نه هدف.

خدای
متعال ضمانت کرده است که: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ
سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ» (عنکبوت ۶۹) و کسانى که
در راه ما (با نفس خود و دشمن ما) جهاد کردند به یقین آنها را به راه‏هاى
(وصول به مقام قرب) خود راهنمایى مى‏کنیم، و همانا خداوند با نیکوکاران است

پرورش روح چگونه؟

راز
پرورش روح دو کلمه بیشتر نیست و آن آزادی از هوای نفس و بندگی خداوند است.
مدال افتخار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بنده بودن است که حتی
بر پیامبر بودنشان برتری دارد چنانکه در تشهد نماز،ما اول شهادت می‌دهیم
که ایشان بنده است و بعد می‌گوییم فرستاده خداست: وأشهد أن محمدا عبده و
رسوله.

دنیا جایی است که ما باید روح خود را پرورش دهیم و
دستورالعمل آن را کسی می‌داند که خود این مسیر را پیموده است و در رأس آنها
قطعا محمد و آل محمد علیهم السلام و الصلاه هستند. هر چقدر ما در زندگی
خود به چهارده معصوم که صراط مستقیم پروردگار هستند بیشتر نزدیک شویم و
زندگی خود و تمام حرکات و رفتار و افکار خود را بیشتر به آنها نزدیک کنیم
مسیر بندگی را بهتر پیموده‌ایم و در نتیجه روح ما پرورش بیشتری می‌یابد.

نکته
بسیار مهم آن است که بدانیم عمل کردن به دستورات اسلام و ترک گناه در این
مسیر بسیار مهم است. نیازی به ریاضت‌های عجیب و غریب و اذکار عجیب‌تر نیست ؛
آیه الله بهجت ره این عارف واصل می‌فرمودند: بزرگترین کتاب اخلاق رساله
عملیه است. اگر ما به دستورات خدا عمل کنیم روح ما شکفته می‌شود و اوج
می‌گیرد.

بزرگترین ریاضت‌ها و غلبه بر نفس زمانی
اتفاق می افتد که نفس از ما تمنای گناهی داشته باشد یا غلبه بر غضب و
عصبانیت مربوط به جایی است که می‌توانیم به دیگران زور بگوییم یا اهانت
کنیم. یا اگر بر سر سفره‌ای رنگارنگ و لذیذ نشسته‌ایم پرخوری نکنیم و یا در
وقت نماز چیزی را مقدم بر آن نکنیم. همه اینها را ما در سیره و زندگی
معصومین علیهم السلام مشاهده می‌کنیم  .

در طی این مسیر باید بر خدا
توکل کرد و از حضرات معصومین علیهم السلام کمک گرفت و توسل را فراموش نکرد
زیرا ما با دشمنان خطرناکی دست و پنجه نرم می کنیم یکی نفس اماره ،
بزرگترین دشمن درونی ما و یکی شیطان، دشمنِِ  وسوسه گر بیرونی ما است. خدای
متعال ضمانت کرده است که: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ» (عنکبوت
۶۹) و کسانى که در راه ما (با نفس خود و دشمن ما) جهاد کردند به یقین آنها
را به راه‏هاى (وصول به مقام قرب) خود راهنمایى مى‏کنیم، و همانا خداوند
با نیکوکاران است. 

 

تذکر چند نکته برای پرورش روح: 

۱-
وقتی روح پرورش یافت آن وقت جسم را با خود همراه می‌کند و دیگر جسم برخی
کمبود‌های خود را احساس نمی‌کند چنانچه حضرت موسی علیه السلام در مناجات
چهل روزه خود به قدری غرق در مناجات با خدا بود که در این مدت نیازی به آب و
غذا و خواب پیدا نکرد. البته این یک مثال و شاهد برای مطلب ماست و هرگونه
تقلید از آن صحیح نیست زیرا هر کمالی باید در اثر تهذیب در انسان به وجود
بیاید نه آنکه به صورت ساختگی تقلید شود .

۲- بر رهرو راه خدا، لازم
است که توان واقعى خود را خوب بسنجد و حال و روز خود را نیک بنگرد، آنگاه
بر اساس واقعیت های موجود زندگی خود، دستورالعمل اخلاقی و برنامه خودسازى
تنظیم کند. انسان‏ها داراى تفاوت‏هاى فردی، روحى و جسمى و شرایط مختلفی
هستند و بر اساس آن باید براى خود برنامه‏اى برگزینند که سنگین و طاقت‏فرسا
و دور از دسترس نباشد؛ زیرا یکی از نیازهای
انسان در این مسیر سخت، حفظ نشاط روحی و بدنی است و اجبار و اکراه خود بر
اساس اهداف خیالی و دور از دسترس، اراده انسان را سست و مانع رسیدن به
اهداف واقعی خودسازی می شود.

۳- انسان از انس و دوست
داشتن ساخته شده است و حاضر نیست برای چیزی که دوست نمی دارد، سرمایه
گذاری و تحمل سختی کند بنابراین حتی خودسازی و برنامه های آن باید دوست
داشتنی و جذاب باشد. به همین دلیل لازم است در برنامه‏ریزى به کیفیت، بیش
از کمیت اهتمام ورزید؛ به عنوان مثال به جاى اینکه شخص تصمیم بگیرد هر
صبحگاهان یک جزء قرآن بخواند، مى‏تواند آن را حتّى به یک صفحه تقلیل دهد.
مشروط بر اینکه تلاوتش در جاى خلوت، با حال و توجّه کامل و تدبّر و ژرف
اندیشى در معانى باشد. همچنین بکوشد نمازهایش را با حضور قلب و توجّه
بخواند.

۴- اصل تدریجی بودن، یکی از سنت های عمومی حاکم بر هستی است
و تنها خاص زندگی انسان نیست. تمامی پدیده های جهان به تدریج به وجود می
آیند و تربیت می شوند و رشد می کنند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
حرکت تدریجی یکی از عوامل مهم موفقیت در مسیر خودسازی است.

حقیقت
توسل به معنای وسیله قرار دادن معصومین(ع) برای رسیدن به خداوند و درخواست
از او است. قرآن کریم می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا
اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ
لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»  (مائده ۳۵) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از
خداوند پروا کنید و (براى تقرّب) به سوى او (از مقرّبان درگاهش و از
عمل‏هاى صالح) وسیله بجویید و در راه او جهاد کنید، شاید رستگار گردید

۵-
رهرو این راه باید توجه داشته باشد که در روند خودسازى، مراحلی وجود دارد
که باید به ترتیب طی شود وگرنه درصد موفقیت کاهش می یابد. یکی از مصادیق
بارز رعایت این اصل در مورد تقدم واجبات بر مستحبات است. قرب نوافل و انجام
مستحبات هنگامی در انسان موثر واقع می شود و به تعبیری، مورد قبول حق
تعالی قرار می گیرد که قبل از آن سالک از مرحله انجام وظایف واجب عبودیت و
بندگی اطمینان حاصل نموده باشد .

بنابراین لازم
است انسان ابتدا از عمل به واجبات و رعایت شرایط و جزئیات آنها شروع کند و
در کنار آنها به ترک محرمات بپردازد و همواره بر نیفتادن در دام‏هاى شیطان
و هواى نفس، جدیت کند. پس از مدتى که سراسر وجودش تسلیم شد و ایمان در روح
و جسم او نفوذ کرد، به انجام دادن مستحبات و ترک مکروهات بپردازد.

۶-
برای کسی که در این مسیر به تصمیم قاطع برای گذشتن از دنیا و رسیدن به
خداوند نرسیده، امیدی برای موفقیت وجود ندارد. نیت و عزم استوار، تحمل و
بردباری، صبر و مقاومت در مقابل شداید و سختی ها یکی از اصول مسلم خودسازی و
موفقیت در این مسیر است. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ
قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ
الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا
بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏
»  (فصلت ۳۰) ؛
بى‏تردید کسانى که (از ته دل) گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس (در
مرحله عمل) پایدارى نمودند، فرشتگان بر آنها (در دنیا به نحو تأیید غیبى،
یا در وقت مرگ، یا هنگام برانگیخته شدن از قبر) فرود آیند (و گویند) که
هرگز مترسید و غمگین نشوید و شما را مژده باد به بهشتى که (در دنیا) وعده
داده مى‏شدید .

۷-
خداوند منبع اصلی قدرت حاکم بر هستی و مربی جهان است، بنابراین تمام
استعداد و نیروی انسان نیز از خدای متعال است، پس بدون استعانت و طلب توفیق
از او موفقیت انسان برای انجام هر کار در هاله ای از ابهام قرار دارد. حتی
اگر تمامی شرایط برای انجام کاری فراهم باشد، ولی اراده خداوند بر انجام
آن تعلق نگیرد، آن کارشدنی نمی شود. بنابراین براى موفقیت در جهاد اکبر و
خودسازی نیز باید از خداوند بزرگ، استمداد جست و به ائمه اطهارعلیهم السلام
متوسل شد

حقیقت توسل به معنای وسیله قرار دادن معصومین(ع) برای رسیدن به خداوند و درخواست از او است. قرآن کریم می فرماید:«یا
أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ
الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»  
(مائده
۳۵) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خداوند پروا کنید و (براى تقرّب) به
سوى او (از مقرّبان درگاهش و از عمل‏هاى صالح) وسیله بجویید و در راه او
جهاد کنید، شاید رستگار گردید.

۸- برای رفع نیازهای معرفتی انسان در
این مسیر مفهوم و کلام و کتاب لازم است، ولی کافی نیست. نیاز به الگوی
انسانی کاملی که مجسمه ارزش های اخلاقی و کمال باشد از نیازهای واقعی انسان
در الگویی که به دلیل داشتن شخصیت با فضیلت، جذاب و دوست داشتنی، انگیزه
عمل را در انسان تقویت می کند و به طالب کمال نیروی حرکت و تحمل سختی می
بخشد

این موضوع برای موفقیت در مسیر خودسازی و کمال از اهمیت
فراوانی برخوردار است، بنابراین افزایش معرفت و پیروى از الگوهاى راستین،
مانند ائمه اطهارعلیهم السلام و بزرگان اخلاق، همواره باید مدّ نظر باشد.

۹-
رعایت ظرفیت و کشش نفس و بدن یکی از اصول موفقیت در خودسازی است. بدن و
روان انسان توان و ظرفیت خاصی دارد که اگر رعایت نشود، باعث تولید خستگی و
دلزدگی خواهد شد و این حالت مطلوب انسان و اخلاق اسلامی نیست، از آن رو رفق
و مدارا و میانه روی همواره مورد تاکید اساتید اخلاقی بوده است . 

على علیه السلام در ضمن نامه اى به حارث همدانى مرقوم فرمودند: «و
خادع نفسک فى العبادة و ارفق بها ولا تقهرها، وخذ عفوها و نشاطها، الا
ماکان مکتوبا علیک من الفریضة و انه لابد من قضایها و تعاهدها عند محلها
.»؛
نفست را در هنگام عبادت گول بزن و با آن مدارا کن و بر آن فشار و زور
نیاور، در هنگامی که حالت گذشت و شادابى در نفس پدید آمده، از آن بهره گیر،
مگر آنچه به عنوان واجب بر تو نوشته شده است، در واجبات ناگزیر از اداى آن
هستى و در وقت و شرایطى که براى آن مقرر شده است، باید انجام بدهى .
(بحارالانوار، ج ۳۳ ص ، ص۵۰۹ )

۱۰- رسیدن به آرمان بلند و گران سنگ
لقای الهی در گرو تلاش و جهادى پر دامنه و دراز آهنگ است. بدون شک مبارزه
جدى و بى امان با هواها و خواهش‏هاى نفسانى، بیرون راندن حب دنیا و تعلقات
دنیوى از دل، عبودیت مطلقه پروردگار، پالودن نفس از رذایل و آراستن آن به
فضایل، تهجد و شب زنده‏دارى و توسل و استشفاع به اولیاى گرام الهى و… همه
ره توشه‏هاى این سیر خدایى است. این که: گویند به هر کس ندهند دلیلش بسیار
واضح و روشن است. زیرا کسى که جهاد با نفس نکرد و دل به مادیات سپرد و در
ظلمات نفس و نفسانیات خود را محبوس ساخت کى تواند که به سوى نورحق پر کشد و
به لایتناهى عروج کند؟

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست

 

عاشقى شیوه رندان بلاکش باشد

 

قرآن
کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ
اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا
تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏» 
(فصلت ۳۰) ؛ بى‏تردید کسانى که (از ته دل) گفتند: پروردگار ما اللَّه است،
سپس (در مرحله عمل) پایدارى نمودند، فرشتگان بر آنها (در دنیا به نحو تأیید
غیبى، یا در وقت مرگ، یا هنگام برانگیخته شدن از قبر) فرود آیند (و گویند)
که هرگز مترسید و غمگین نشوید و شما را مژده باد به بهشتى که (در دنیا)
وعده داده مى‏شدید

در این راه باید بسیار کوشا و با
برنامه پیش رفت و در نظر داشت تخطی از این برنامه مساوی است با از بین بردن
تلاش پیشین و عقب ماندن و محروم شدن از فیوضات الهی و واقعا در این راه
باید عاشق بود  إن شاء الله که همه ما توفیق یابیم تا چشم از زرق و برق این
دنیای دنی فرو بندیم و به دنبال یگانه معبود خود به تلاش بپردازیم .

 

برای مطالعه بیشتر:

برای مطالعه در این زمینه منابعی از کتابهای اخلاقی و عرفان عملی معرفی می شود:

۱٫ اوصاف الاشراف، خواجه نصیرالدین طوسی

۲٫ منازل السائرین، خواجه عبدالله انصاری

۳٫ جامع السعادات، نراقی

۴٫ الاخلاق، شبر

۵٫ سیر و سلوک، بحرالعلوم

۶٫ لب اللباب، علامه طباطبایی

۷٫ رساله لب اللباب : سید محمد حسین حسینی تهرانی

۸٫ تهذیب نفس یا خودسازی: استاد ابراهیم امینی

۹٫ خودشناسی برای خودسازی : استاد مصباح یزدی.

تلخیص و فرآوری : محمدی


منبع : مقاله پرورش روح از سید مصطفی علم خواه

منبع

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی بسیج را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (بسیج) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد. امید است که اگر بزرگواران از ما لغزشی دیدند به دیده اغماض در ننگرند و از سر بزرگواری از راهنمایی خود داری ننمایند فاستبقوالله الخیرات الی الله مرجعکم”
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
انجمن محبین صادق الائمه علیه السلام
خادم صادقیون احمد تقی نژاد

منبع

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی بسیج را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (بسیج) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد. امید است که اگر بزرگواران از ما لغزشی دیدند به دیده اغماض در ننگرند و از سر بزرگواری از راهنمایی خود داری ننمایند فاستبقوالله الخیرات الی الله مرجعکم”
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
انجمن محبین صادق الائمه علیه السلام
خادم صادقیون احمد تقی نژاد

منبع

مطالب زیادی در مورد اعمالی که در دوران بارداری( بارداری،زایمان وحاملگی)باید انجام داد در روایات آمده است که به مختصری از آنها اشاره می‌کنیم:

۱٫روزانه ۱۴۰ صلوات بفرستید

۲٫در کل دوران بارداری یک ختم قرآن به نیت سلامتی امام زمان(ع)

۳٫تا پیش از چهار ماهگی قبل از هر نزدیکی زن و شوهر, آیه ۸۷ سوره‌ی انبیاء یعنی «و ذالنون …» را بخوانند.

۴٫از ماه چهارم به بعد در حالی که هردو رو به قبله‌اند, آیت‌الکرسی بخوانند.

۵٫در هر ماه شوهر دست بر پهلوی راست همسرش بگذارد و هفت بار انا انزلناه را بخواند.

۶٫زن باردار هر روز ۷۰ استغفار کند.

توصیه‌های زیر نیز می‌‌توانند مفید باشند:

بخش اول : توصیه های ایام بارداری :

الف – توصیه های عبادی :

۱- مادر دائماً با طهارت و حتی المقدور رو به قبله باشد، و از گفتار بی مورد پرهیز نماید.استغفار و  توجه قلبی و دائمی به خداوند متعال در طهارت قلب و روح فرزند مؤثر است.

۲- مداومت به قرائت قرآن در ایام بارداری.

۳- انجام واجبات دینی به ویژه نماز در اول وقت مواظبت گردد. نوافل و نماز شب، حتی قضاء آن  حتی المقدور به جا آورده شود.

۴- روزانه صدقه به فقراء داده شود. و ثواب آن هدیه به مادر حضرت ولی عصر (عج)حضرت نرگس خاتون اهدا گردد.

۵- شرکت در مجالس اهل بیت (علیه السلام) و فرستادن صلوات در طول روز.

۶- سوره مبارکه “یس” در هر روز و سوره “واقعه”، سورة “توحید” حداقل ۱۰مرتبه، در شبها قرائت شود. شبهای جمعه سوره “ص” خوانده شود.

۷- انجام غسل های مستحبی، مخصوصاً غسل جمعه فراموش نشود.

۸- جنین از پنج ماهگی قادر است صداها را بشنود. به همین علت، به خصوص، بعد از ۵ ماهگی،  قرائت قرآن اثر بسزایی در طفل دارد.

ب ـ توصیه های غذایی :

۱- در حلیت و طهارت غذ و آشامیدنیها دقت لازم مبذول شود و از هر گونه غذای شبهه ناک پرهیز  شود.

۲- خوردن شیر، حداقل روزی یک لیتر. در احادیثی از امام حسن (علیه السلام) و امام رضا (علیه  السلام) بر این امر تاکید فراوان شده است.

۳- استفاده از کندر خوراکی بسیار مفید است.

۴- میوه های فصل مرتب و زیاد میل شود.

۵- خوردن خرم در استحکام بدن کودک بسیار مؤثر است، البته خوردن میوه های آبدار مانند  هندوانه جهت تعدیل گرمای آن توصیه می شود.

۶- استفاده از شنبلیله خام خصوصاً از ماه پنجم به بعد برای سلامت موی بدن نوزاد مؤثر است.

۷- آب انگور، سیب، به و انار شیرین، سلامت جسمی، روحی و عقلی کودک را به همراه می آورد.

۸- به طور کلی مادر نیازمند گروه های غذایی چهارگانه در روز به میزان مناسب می باشد. گروه نان و غلات – گروه میوه ها و سبزیجات – گروه قند های ساده و چربی.

بخش دوم : توصیه های پس از تولد:

الف – توصیه های عبادی :

۱- پس از تولد بچه را غسل داده، در گوش راست او اذان، و در گوش چپ او اقامه بخوانید. و با  تربت امام حسین (علیه السلام) که در آب فرات و یا آب شیرین حل شده، کام طفل را بگشایید.

۲- سعی شود با وضو به طفل شیر داده شود.

۳- از ماه های اول تولد، در مواقع مناسب، پدر و مادر با صدای بلند قرآن قرائت نمایند، و یا اینکه  نوار های ترتیل با صدایی آرام و دلنشین برای نوزاد پخش شود. قابل توجه است که لازم نیست نوزاد بیدار باشد.

ب – توصیه های غذایی:

۱- تغذیه مادر جهت افزایش شیر باید کاملا مورد توجه قرار گیرد.

۲- تغذیه کودک با توجه به کارشناسی تغذیه باید مورد توجه قرار گیرد. “

منبع:بیتوته

منبع

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

” رجب ، ” ریزان” نامیده شده است ، چرا که در این ماه ، رحمت خداوند بر امت من فرو می ریزد.”

رجب از راه می رسد، قدر حضورش را بدانید که ناگاه خواهیم دید در حال وداع است.

بهارعاشقان
و دلدادگان حریم کبریایی فرا رسیده است. ماه رجب فصل روئیدن جوانه های
عاشقانه زیستن و ماه شست و شوی دل و جان از زنگارهای گناه و غفلت ، و آماده
شدن برای ورود به ضیافت الله اعظم است. کسانی که دل درگرو محبت خدا نهاده
اند، لحظه شماری می کنند تا با ورود به ماه رجب وبهره مندی از برکات آن، به
درک فیوضات ماه عظیم شعبان موفق شوند و پس از آن بتوانند مدال  لیاقت ورود
به ضیافت الهی در ماه رمضان را دریافت نمایند.

ماه رجب ، سراسر نور و
فضیلت و رحمت است. شب اول آن که جزء چهار شب برتر سال است و شب زنده داری
در آن که بسیار مورد تاکید قرار گرفته ، لیلة الرغائب( اولین شب جمعه ماه) و
میلاد ابوالائمه امیرالمومنین علیه السلام تا شب نیمه رجب و ایام مبارک ”
بیض” که راهیان طریق سلوک به اعتکاف و مناجات با رب جلیل می نشینند وبیست و
هفتم رجب که رحمت الهی ظهور کرد و محمد مصطفی صلی الله علیه و آله به
رسالت مبعوث شد.

رعایت کنندگان حرمت ماه رجب و عاملین به اعمال آن را
” رجبیون” نامند. همانا که در قیامت فرشته ای ندا می دهد:” أین الرجبیون” ،
کجایند افرادی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن را انجام داده
اند.

آنان بندگان خالصی هستند که در دنیا و در میان مردم بی نام و
نشان زندگی می کنند و آنگاه که ماه رحمت فرا می رسد خود را در نهر نورانی
رجب شست و شو می دهند و با دلی صاف و بی آلایش و پاکیزه از غفلت ها، کینه
ها و گناهان،خود را برای نزول رحمت های الهی مهیا می کنند.

امام
خمینی (ره ) ، این عارف بالله در مورد ماه رجب می فرماید:” شرافت ماه رجب
در زبان ها ، در بیان ها، درعقلها و در فکرها نگنجد. رجب ماه دعا و استغفار
است و سفارش زیادی به استغفار در این ماه شده است.”

روزه داری دراین
ماه ، مورد تأکید قرار گرفته و پاداش فراوانی برای روزه داران به خصوص در
روزهای اول، وسط و آخر ماه وعده داده شده است.

حال این ماییم
واقیانوسی از معنویت که قدم در بهار آن گزارده ایم تا با همتی خدایی خود را
در برابر نفخه الهی که دراین فصل، وزیدن می گیرد قرار دهیم و با دل کندن
از تعلقات دنیایی، مقدمات ورود به جاده سلوک را فراهم ساخته و رنگ خدایی
بگیریم.

امید است آنگاه که دستان خود را بر آستان الهی بلند می
نمائید و به مناجات که زیباترین تجلی روح انسانی است، می پردازید ما را از
دعای خیر خویش محروم ننمائید.

منبع

توبه یعنى چه؟ توبه از نظر روانى براى انسان چه حالتى است و از نظر
معنوى براى انسان چه اثرى دارد؟ در نظر بسیارى از ما توبه یک امر بسیار
ساده است ، هیچ وقت به این فکر نیفتاده ایم که توبه را از نظر روانى تحلیل
کنیم. اساسا توبه یکى از مشخصات انسان نسبت به
حیوانات است . یعنى انسان بسیارى ممیزات و مشخصات و کمالات و استعدادهاى
عالى دارد که هیچ کدام از آنها در حیوانات وجود ندارد، یکى از این
استعدادهاى عالى در انسان، همین مساله توبه است، توبه این نیست که ما لفظ
(استغفرالله ربى و اتوب الیه) را به زبان جارى کنیم ،یعنی از مقوله لفظ
نیست.
توبه یک حالت روانى و روحى و بلکه یک
انقلاب روحى در انسان است که این لفظ بیان این حالت است نه خود این حالت،
نه خود توبه ، مثل بسیارى از چیزهاى دیگر که در آنها لفظ خودش ‍ آن حقیقت
نیست بلکه مبین آن حقیقت است این که ما روزى چندین بار مى گوییم استغفرالله
ربى و اتوب الیه نباید خیال کنیم که روزى چند بار توبه مى کنیم . ما اگر
روزى یک بار توبه واقعى بکنیم ، مسلما مراحل و منازلى از قرب به پروردگار
را طی مى کنیم .

توبه
این نیست که ما لفظ (استغفرالله ربى و اتوب الیه) را به زبان جارى کنیم
،یعنی از مقوله لفظ نیست توبه یک حالت روانى و روحى و بلکه یک انقلاب روحى
در انسان است که این لفظ بیان این حالت است

انسان ، یک شخص مرکب :

انسان
بر خلاف آنچه خودش خیال مى کند، یک شخص واحد‍ نیست بلکه یک شخص مرکب است ،
یعنى ما که اینجا نشسته ایم یک جماد هم هست، یک گیاه هم هست ، یک حیوان
شهوانى هم اینجا نشسته است و یک فرشته هم در همین حال اینجا نشسته است ،
یعنى یک انسان به قول شعرا طرفه معجونى است که همه خصایص در وجود او جمع
است. گاهى آن حیوان شهوانى – که مظهر آن را خوک مى دانند – این خوکى که در
وجود انسان هست ، زمام امور را به دست مى گیرد و مجال به آن درنده و شیطان و
فرشته نمى دهد. یک مرتبه در ناحیه یکى از این ها علیه او قیام مى شود.
تمام اوضاع بهم مى خورد و یک حکومت جدید بر وجود انسان حاکم مى گردد. انسان
گنهکار آن انسانى است که حیوان وجودش بر وجودش مسلط است یا شیطان وجودش بر
او مسلط است یا آن درنده وجودش بر او مسلط است ، یک فرشتگانى ، یک قواى
عالى هم در وجود او محبوس و گرفتار هستند.

توبه
یعنى آن قیام درونى ، که مقامات عالى وجود انسان علیه مقامات دانى وجود او
که زمام امور این کشور داخلى را در دست گرفته اند. یک مرتبه انقلاب مى
کنند، همه اینها را مى گیرند. همان طور که عکسش هم هست ، یعنى گاهى مقامات
دانى وجود انسان علیه مقامات عالى وجود او قیام و انقلاب مى کنند، آنها را
مى گیرند و به زندان مى اندازند و زمام امور این کشور را در دست مى گیرند.

اگر
تجربه کرده باشید، افرادى هستند که فن تربیت را نمى دانند، نمى دانند در
تربیت، تمام قوایى که در وجود انسان هست حکمت و مصلحتى دارند. اگر در ما
غرایز شهوانى هست. لغو و عبث نیست. ما باید این غرایز شهوانى را در حد
احتیاج طبیعى اشباع کنیم ، یک حدى دارند، یک حقى دارند، یک حظّى دارند، حظّ
این ها را به اندازه خودشان باید بدهیم.

مثل این است که شما اسبى یا
سگى در خانه تان داشته باشید. اگر این اسب را براى سوارى یا این سگ را
براى پاسبانى مى خواهید. این اسب یا سگ احتیاج به خوراک دارد، خوراکش را
باید بدهى .

انسان باید روح خودت را به عبادت کردن راضى کند، یعنى
این حق و حظ را باید به او بدهد، انسان یک موجود ملکوتى صفات است، باید
پرواز کند به سوى آن عالم، وقتى این فرشته را زندانى کرد، آیا مى داند بعد
چه عوارض و ناراحتیی هاى زیادى دارد؟ گاهی دیده میشود یک جوان مرفه، جوانى
که همه وسایل برایش فراهم بوده است، به بهانه کوچک خودکشى مى کند همه مى
گویند نمى دانیم چرا خودکشى کرد. او که چیزی کم نداشت چرا خودکشى کرد؟! نمى
داند که در وجود او نیروهاى مقدسى زندانى بوده، آن نیروهاى مقدس از این
زندگى رنج مى برده اند، طاقت نمى آورده اند، در نتیجه طغیانى به آن شکل به
وجود آمده است. گاهى مى بینید شخصى همه چیز دارد و ناراحت است و رنج مى
برد. گفت :

آن یکى در کنج زندان مست و شاد          وان دگر در باغ ، ترش و بى مراد

مى بینى در باغ و بوستان زندگى مى کند. همه وسایل زندگى برایش فراهم است . اما ناراحت است ، خوش نیست و از زندگى ناراضى است .

براى اینکه یک لذت هایى هم هست که از درون انسان باید به او برسد نه از بیرون ، و آنها لذت هاى معنوى انسان است .

پس
توبه عبارت است از عکس العمل نشان دادن مقامات عالى و مقدس‍ روح انسان
علیه مقامات دانى و پست و حیوانى انسان. توبه عبارت است از قیام و انقلاب
مقدس قواى فرشته صفت انسان علیه قواى حیوان صفت و شیطان صفت انسان . این
ماهیت توبه است . حالا چطور مى شود که این حالت بازگشت و ندامت و پشیمانى
براى انسان پیدا مى شود؟

عکس
العمل نشان دادن روح انسان در مقابل معاصى نیز بستگى به دو چیز دارد: از
یک طرف بستگى دارد به شدت عمل یعنى شدت معصیت ، شدت ضربه اى که مقامات دانى
روح شما بر مقامات عالى روحتان وارد مى کند

شرایط پیدایش توبه

اگر
در وجود انسان کارى بشود که آن عناصر مقدس ‍ وجود انسان بکلى از کار
بیفتد، یک زنجیرهاى بسیار نیرومندى به آن ها بسته شده باشد که نتوانند آزاد
بشوند، دیگر انسان توفیق توبه پیدا نمى کند ولى همان طورى که در یک کشور
آن وقت انقلاب مى شود که عده اى (ولو کم ) عناصر پاک در میان مردم آن کشور
باقى مانده باشند، در وجود انسان هم اگر عناصر مقدس و پاکى فى الجمله باقى
باشند، در وجود انسان هم اگر عناصر مقدس و پاکى فى الجمله باقى باشند.
انسان
توفیق توبه پیدا مى کند والا هرگز توفیق توبه پیدا نمى کند. حالا در
شرایطى انسان بازگشت مى کند، پشیمان مى شود، و اگر خدا را بشناسد به سوى
خدا توبه مى کند و اگر خدا را نشناسد حالت دیگرى پیدا مى کند. احیانا جنون و
دیوانگى پیدا مى کند، وضع دیگرى پیش مى آید؟

توپ را که شما به زمین
مى زنید چقدر بالا مى رود؟ از یک طرف بستگى دارد به شدت ضربه شما، و از طرف
دیگر بستگى دارد به چگونگى سطح زمین ، هر مقدار زمین سفت تر و صافتر باشد و
صلابت بیشترى داشته باشد، عکس العمل بیشتر مى شود

عکس العمل نشان
دادن روح انسان در مقابل معاصى نیز بستگى به دو چیز دارد: از یک طرف بستگى
دارد به شدت عمل یعنى شدت معصیت ، شدت ضربه اى که مقامات دانى روح شما بر
مقامات عالى روحتان وارد مى کند هر چه معصیت انسان کمتر و کوچکتر باشد، عکس
العمل کمترى در روح ایجاد مى کند و هر چه معصیت بزرگتر باشد، عکس العمل
بیشترى به وجود مى آورد. لهذا افرادى که بسیار شقى و قسى القلب هستند. در
عین اینکه شقى و قسى القلب اند اگر جنایتشان خیلى بزرگ و فاحش باشد، همان
ها را هم مى بینید که روحشان عکس العمل نشان مى دهد شما مى بینید خلبان
آمریکائى که مى رود آن بمب را روى هیروشیما مى اندازد، بعد که بر مى گردد و
یک نگاهى به اثر عمل خودش مى کند، مى بیند یک شهر را به آتش کشیده است ،
پیر و جوان ، زن و مرد، کوچک و بزرگ دارند در یک جهنم سوزان مى سوزند.

از
همان جا وجدانش به جنبش مى آید، حرکت مى کند، ملامتش مى کند (در صورتى که
چنین کسانى را از میان قسى القلب ها انتخاب مى کنند) بر مى گردد به کشور
خودش ، از او استقبال مى کنند، گل به گردنش مى اندازند، درجه اش را بالا مى
برند، حقوقش را زیاد مى کنند، عکسش را در روزنامه ها مى اندازند، تشویقش
مى کنند اما خیانت آنقدر عظیم بوده است، معصیت آنقدر بزرگ بوده است که
وجدان چنین قسى القلبى را هم بیدار مى کند، یعنى آنقدر ضربه بر روح شدید
است که در چنین زمینه روحى آدم قسى القلبى هم باز عکس العمل پیدا مى شود
همین آدم در مجالس که مى نشیند تبسم مى کند، نقل مى کند چنین کردم و چنان،
اما وقتى که خود خلوت مى کند، خودش با خودش است، در بستر مى خواهد بخوابد،
یک مرتبه آن منظره در نظرش مجسم مى شود: اى واى، این من بودم که چنین
جنایتى کردم؟! اى واى، چه جنایت بزرگى مرتکب شدم! در نتیجه، همین آدم
دیوانه مى شود و کارش به تیمارستان مى کشد، چرا؟ چون جنایت خیلى بزرگ بوده
است

عامل
دوم عکس العمل نشان دادن روح انسان این است که سطحى که ضربه بر آن وارد مى
شود صاف باشد، صلابت و استحکام داشته باشد یعنى اگر وجدان انسانى ، فطرت
انسانى و ایمان شخص مستحکم و قوى باشد. در این صورت ولو ضربه کم باشد، عکس
العمل نسبتا زیاد است

بسر بن ارطاه ، یکى از سرداران
معاویه ، بسیار مرد قسى القلب و عجیبی بود . یکى از سیاست هایى که معاویه
براى مضطر و بیچاره کردن على علیه السلام انتخاب کرده بود این بود که یک
مرد جانى نظیر بسر یا سفیان غامدى را در راس یک سپاه مى فرستاد داخل مرزهاى
على بن ابى طالب و مى گفت دیگر به بى گناه و با گناه نگاه نکنید (نظیر
همین کارى که امروز اسرائیل با کشورهاى اسلامى انجام مى دهد). این کار را
مى کردند یک مرتبه همین بسر بن ارطاة را فرستاد. او رفت . این طرف رفت ، آن
طرف رفت ، وارد یمن شد، جنایت هاى زیادى کرد، از جمله توانست بر بچه هاى
عبدالله بن عباس بن عبداالمطلب پسر عموى امیرالمومنین که والى یمن بود دست
یابد. دو تا بچه صغیر بى گناه را گیر آورد، گردن آنها را زد. چون جنایت
خیلى بزرگ بود کم کم وجدان همین آدم قسى القلب هم بیدار شد، بعد دچار عذاب
وجدان شد، مى خوابید، در خواب این جنایت خودش را مى دید راه مى رفت، در
جلوى چشمش این دو طفل، این دو کودک بى گناه مجسم بودند و سایر جنایت هایش،
کم کم کارش به جنون کشید و دیوانه شد. یک اسب چوبى سوار مى شد، یک شمشیر
چوبى هم به دست مى گرفت و در خیابان ها مى دوید و شلاق مى زد. بچه ها هم
دورش را مى گرفتند و هو هو مى کردند.

گفتیم عامل دوم عکس العمل نشان
دادن روح انسان این است که سطحى که ضربه بر آن وارد مى شود صاف باشد، صلابت
و استحکام داشته باشد یعنى اگر وجدان انسانى ، فطرت انسانى و ایمان شخص
مستحکم و قوى باشد. در این صورت ولو ضربه کم باشد، عکس العمل نسبتا زیاد
است . و بنابراین شما مى بینید گناهان کوچک، حتى اعمالى که مکروه است و
گناه شمرده نمى شود در وجود مردم با ایمان ، مردمى که روح محکمى دارند و آن
فرشته معنوى ، آن ایمانشان ، آن وجدان معنویشان استحکام دارد، محکوم است و
عکس العمل ایجاد مى کند، اعمالى که من و شما روزى صد تایش را مرتکب مى
شویم و هیچ احساس نمى کنیم که یک عملى انجام داده ایم پاکان ، یک عمل مکروه
که انجام مى دهند، روحشان مضطرب مى شود و مرتب پشت سر هم توبه و استغفار
مى کنند. تا مبادا آلودگی وجودشان را بگیرد و دیگر راه برگشتی نداشته
باشند. 

از بیانات شهید مطهری در باب توبه  

تنظیم : فاطمه محمدی

منبع

قسم دو نوع است:

الف: قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده.

ب: قسم براى اثبات یا نفى چیزى. نوع اول: اگر قسم بخورد که کارى را انجام دهد یا ترک کند مثلا  قسم بخورد که روزه بگیرد، یا سیگار نکشد، چنان چه عمداً مخالفت کند، باید کفّاره بدهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پى در پى، روزه بگیرد. نوع دوم: کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‏خورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است ولى کفاره قسم را ندارد. ولى اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشکال ندارد بلکه گاهى واجب مى‏شود.

سوال: اگر کسی قسم ناحق بخورد عواقب آن چه خواهد بود؟

منظور از عواقب قسم ناحق ممکن است دو معنا باشد:

۱- عاقبت به معنای حکم شرعی و فقهی.

۲- عاقبت به معنای اثر وضعی و این اثر وضعی ممکن است آثار دنیوی یا اخروی باشد و ظاهرا منظور سۆال کننده همین معنا است.

۱- حکم شرعی

قسم دو نوع است:
الف: قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده.
ب: قسم براى اثبات یا نفى چیزى.

نوع اول: اگر قسم بخورد که کارى را انجام دهد یا ترک کند مثلا قسم بخورد که روزه بگیرد، یا  سیگار نکشد، چنان چه عمداً مخالفت کند، باید کفّاره بدهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پى در پى، روزه بگیرد.

نوع دوم: کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‏خورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن  او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است ولى کفاره قسم را ندارد. ولى اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشکال ندارد بلکه گاهى واجب مى‏شود امّا اگر بتواند توریه کند؛ یعنى: موقع قسم خوردن طورى نیّت کند که دروغ نشود بنا بر احتیاط واجب باید توریه نماید؛ مثلا اگر ظالمى بخواهد کسى را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را ندیده‏اى؟ و انسان یک ساعت قبل او را دیده باشد، می تواند بگوید او را ندیده‏ام به این قصد که از پنج دقیقه پیش ندیده‏ام[۱].
 
۲- آثار و عواقب قسم دروغ
در نکوهش قسم ناحق و دروغ و آثار و پیامدهای آن احادیث فراوانی داریم که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

۱٫ از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: در کتاب علی (علیه السلام) آمده: قسم دروغ و قطع رحم موجب این می شود که خانه ها از اهلش خالی شوند (کنایه از ویرانی خانه ها یا فقر و تنگدستی صاحبان آنها است؛ یعنی خانه ها خالی از رزق و برکت می شوند) و موجب سنگینی رحم می شود؛ یعنی انقطاع نسل.[۲]

۲٫ از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده: هر کس سوگند یاد کند در حالی که می داند دروغ است با خدا مبارزه کرده است.[۳]

۳٫ در حدیثی قدسی نیز از قول خداوند متعال چنین نقل شده است: کسی که مرا در معرض سوگندهای دروغ قرار می دهد به رحمت من نمی رسد.[۴]

۴٫ از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده که او از پدران بزرگوارش و آنان از پیامبر (صلی  الله علیه و آله) روایت کرده اند که در حدیث مناهی یکی از عواقب قسم دروغ را غضبناک بودن خداوند متعال هنگام ملاقات با بنده برشمرده است مگر این که توبه کند.[۵]
 
سوال: کسی که مجبور شد دست روی قرآن بگذارد و قسم دروغ بخورد، حکمش چیست؟ و چگونه باید جبران کند؟

همانطور که در پاسخ سوال قبل توضیح دادیم قسم خوردن دو نوع است و قسم دروغ خوردن در صورت دوم  که در پاسخ سوال قبل ذکر کردیم، گاهی در دادگاه نزد حاکم است، گاهی در خارج از دادگاه در مکالمات و تعاملات روزمره خود با دیگران است. اگر کسی در تعاملات روزمره خود با دیگران قسم دروغ بخورد فقط مرتکب حرام شده و گنه‌کار می‌باشد حکم و عذابش بیان شده است. اما اگر در این فرض، در دادگاه نزد حاکم قسم دروغ بخورد علاوه بر حرمت و عذاب اخروی که بیان شده دارای اثرات و تبعات حقوقی و قانونی خاص می‌باشد که اینک با استناد به مواد قانونی مرتبط، تبعات حقوقی آن‌را بیان می‌کنیم.
 
تبعات قسم دروغ از دیدگاه حقوقی
مطابق ماده ۶۴۹ قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده، هر کس در دعوای حقوقی یا جزایی که قسم متوجه او شده باشد، سوگند دروغ یاد نماید به شش ماه تا دو سال حبس‌ محکوم خواهد شد.

همچنین وفق مفاد ماده ۶۵۰ همان قانون، هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد (چون شاهد، قبل از ادای شهادت باید قسم بخورد جز حقیقت چیزی نگوید، از این رو وقتی شهادتش دروغ باشد طبیعتاً قسم او نیز دروغ خواهد بود.) به سه ماه و یک روز تا دو سال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.

علاوه بر مجازات‌های ذکر شده برای کسی که قسم دروغ خورده، اگر قسم دروغ یا شهادت دروغ او سبب اثبات اتهام و ایجاد آسیب بدنی، جانی یا خسارت مالی به سبب اجرای حکم برای شخصی شود ولی پس از اجرای حکم، دلیل اثبات کننده جرم باطل گردد، مانند آن‌که در دادگاه مشخص شود که مجرم، شخص دیگری بوده یا این‌که جرم رخ نداده است به استناد ماده ۱۶۳ قانون مجازات اسلامی، کسانی که ایراد آسیب یا خسارت مذکور، مستند به آنان است، اعم از ادا کننده سوگند، شاکی یا شاهد حسب مورد به قصاص یا پرداخت دیه یا تعزیر مقرر در قانون و جبران خسارت مالی محکوم می‌شوند.

گفتنی است؛ سوگندی اعتبار دارد که یکى از اسمای خداوند متعال باشد؛ مثل خدا یا اللّٰه، همچنین اگر به برخى از اوصاف خداى سبحان قسم بخورد که معمولاً از آن صفت خداى سبحان اراده مى‌شود، یا قرینه‌اى به کار ببرد که مراد او را بفهماند، قسم صحیح است. بنابراین قسم به مقدسات دیگر مثل قرآن و پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) احکام قسم را ندارد؛ (رساله توضیح المسائل (فاضل لنکرانی ره)، ص ۴۸۹) یعنی اگر با این اسم‌های مقدس قسم بخورد چیزی بر عهده او نمی‌افتد و واجب نیست به قسمش وفا کند. همچنین اگر قسم خود را شکست بر او کفاره قسم واجب نمی‌شود.

البته، اگر به این مقدسات در مکالمات روزمره قسم بخورد و قسمش دروغ باشد، همانند قسم دروغ به اسم پروردگار، دارای حرمت و عذاب اخروی خواهد بود. برای نجات از عذاب اخروی و بخشیده شدن گناه قسم دروغ، چه به اسم خداوند باشد چه به مقدسات دیگر، باید توبه و استغفار نمود.
 
پی نوشتها:
[۱]  توضیح المسائل مراجع، ج ‏۲، ص ۶۲۳
[۲]  وسائل الشیعه ، ج ۲۳ ، ص ۲۰۲
[۳] وسائل الشیعه ، ج ۲۳، ص ۲۰۳ .
[۴] وسائل الشیعه ، ج ۲۳ ، ص ۲۶۸ .
[۵] وسائل الشیعه ، ج ۲۳ ، ص ۲۶۷ .

 

منابع:
 اسلام کوئیست
وسائل الشیعه ، ج ۲۳
توضیح المسائل مراجع، ج ‏۲
رساله توضیح المسائل (فاضل لنکرانی ره)
تبیان

منبع

قربانی کردن در عید فربان نماد مبارزه با تعلّقات نفسانی است

 

فلسفه قربانی در عید قربان

تمام دستورات و قوانین اسلام بر اساس حکمت یا حکمت‌های بسیار دقیق و سودمند به حال مخلوقات وضع شده است. از جمله قوانین و احکام اسلام این است که بر حاجیان واجب است در روز عید قربان در سرزمین منی قربانی کنند. بعضی از حکمت‌های  قربانی در حج عبارتند از: توجّه حاجیان به قربانی کردن هواهای نفسانی و ذبح نفس اماره، کسب تقوا و تقرّب به خداوند، کمک به مستمندان و… .

فلسفه قربانی در حج چیست؟
سوال: در ذیل آیات ۱۹۶ سوره بقره گفته شده؛ «هرکس از عمره تمتع به حج باز آید هرچه میسّر و مقدور اوست از جنس شتر و گاو و گوسفند قربانی کند». کشتن این همه حیوان چه دردی از مردم دوا می‌کرد. رسوم عبادی که دردی از درد مردم دوا نکند،به چه کار می‌آید؟ این رسم نه تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه برای عرب بدبخت از نظر بهداشتی صد در صد دارای مشکلاتی هم بوده است؟

از آنجا که قانون‌گذار و شارع احکام اسلام خداوند حکیم است، تمام دستورات و قوانین اسلام بر اساس حکمت یا حکمت‌های بسیار دقیق و سودمند برای مخلوقات وضع شده است هر چند ممکن است ما از بسیاری از علل و حکمت‌های آن آگاه نباشیم. از جمله قوانین و احکام اسلام این است که؛ افرادی که حج تمتع بجا می‌آورند واجب است در روز عید قربان در سرزمین منی قربانی کنند. (موسوی شاهرودى، سید مرتضى، جامع الفتاوى (مناسک حج)، ص ۱۹۳ و ۱۹۵؛ حسینی خامنه‌ای، سید علی، مناسک الحج، ص ۱۳۱)

دانشمندان جهان اسلام با استفاده از آیات و روایات حکمت‌ها و فلسفه‌های متعددی برای قربانی در حج بیان کرده‌اند که در این‌جا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱٫ قربانی نماد مبارزه با تعلّقات نفسانی: قربانی کردن حاجیان در روز عید قربان، نمادی از  قربانی کردن هواهای نفسانی و ذبح نفس اماره است. همان‌طوری که دستور خداوند به حضرت ابراهیم (علیه السلام) در مورد ذبح حضرت اسماعیل (علیه السلام) برای این منظور بوده است تا آن‌حضرت در پرتو این عمل با سرسخت‌ترین و ریشه دارترین عامل تعلّق نفس که حُبّ و دوستی فرزند است مبارزه کند و با اطاعت از خدا تعلّق نفسانی را ریشه کن سازد.

 

بنابر این، همان‌طور که اطاعت از این دستور نقش تربیتی بزرگی در جهت رهایی از زندان نفس و تعلّقات حضرت ابراهیم (علیه السلام) و حضرت اسماعیل (علیه السلام) داشته و مقام و منزلت آنان را نزد خداوند بالاتر برده است. بر این اساس، قربانی کردن حاجیان در واقع نوعی جهاد با نفس در جهت زدودن تعلّقات و وابستگی‌های دنیایی و مادی و رهایی از زندان مال‌پرستی و دنیاطلبی است. (برگرفته از سایت پرسمان قرآن)

۲٫ کسب تقوا و تقرّب به خداوند: قرآن مجید در این زمینه می‌فرماید: «نه گوشت‌ها و نه خون‌هاى آنها، هرگز به خدا نمی‌رسد. آن‌چه به او می‌رسد، تقوا و پرهیزگارى شماست…»؛ (حج، ۳۷: «لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماۆُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْکُمْ…») زیرا اصولاً خدا نیازى به گوشت  قربانى ندارد، چرا که او نه جسم است و نه نیازمند، او وجودى است کامل و بی‌انتها از هر جهت.

به دیگر سخن؛ هدف خداوند از واجب کردن قربانی درروز عید قربان آن است که حاجیان با پیمودن مدارج تقوا در مسیر یک انسان کامل قرار گیرند و روز به روز به خدا نزدیک‌تر شوند، همه عبادات کلاس‌هاى تربیت است. قربانى، درس ایثار و فداکارى و گذشت و آمادگى براى شهادت در راه خدا را به انسان‌ها می‌آموزد، و درس کمک به نیازمندان و مستمندان است. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۴، ص ۱۰۹)

اگر تنها به حکمت‌های گفته شده نظر داشته باشیم، حتی در صورتی که از گوشت‌های قربانی هیچ استفاده‌ای نشود باز این حکمت‌ها می‌تواند حاصل شود.

۳٫ کمک به مستمندان و اطعام آنان: از آیات قرآن کریم به خوبى استفاده می‌شود که یکی از  اهداف قربانى کردن این است که گوشت آن به مصرف‌هاى لازم برسد هم قربانى کننده از آن استفاده کند و هم قسمتى را به فقیران نیازمند برساند. بر اساس این هدف ارزشمند، مسلمانان مجاز نیستند گوشت‌هاى قربانى را در سرزمین منى بر روى زمین بیندازند تا گندیده شود و یا در زیر خاک‌ها مدفون کنند، بلکه گوشت‌های حاصل از قربانی در روز عید قربان در سرزمین مقدس  منی باید در درجه اول به مصرف افراد نیازمند آن سرزمین برسد و اگر نیازمندانى در آن روز و در آن سرزمین پیدا نشوند باید آن را به مناطق دیگر حمل کنند و در اختیار نیازمندان قرار دهند.

 

حتی بر اساس این حکمت نیز اگر این گوشت‌ها به موقع به دست افراد نیازمند نرسد و فاسد گردد نباید گفت پس قربانی لازم نیست! بلکه مسلمانان باید سعی کنند با استفاده از امکانات پیشرفته این ثروت عظیم را حفظ کرده و در اسرع وقت در اختیار نیازمندان قرار دهند. به عبارت دیگر؛ نباید گفت چون به دست فقرا نمی‌رسد قربانی نکنید، بلکه باید گفت چون قربانی واجب است و یکی از حکمت‌های آن هم استفاده فقرا از این گوشت است، باید امکانات لازم را فراهم کرد.

خوشبختانه در چند سال اخیر، امکانات بسیارى خوبی در کشتارگاه‌های مکه فراهم شده است و مسئولان حج تا حد زیادی موفّق شده‌اند با منجمد کردن این گوشت‌ها جلو اسراف را گرفته و آنها  را به مصرف نیازمندان برسانند. اگرچه این موفّقیت هنوز به مرحله صد در صد نرسیده است، اما با موفّقیت‌های بزرگی که در این راه حاصل شده است تا آن استفاده صد در صد تنها فاصله اندکی باقی است.

منابع:
islamquest.net
tebyan.net

منبع

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خازِنِ العِلْمِ الدَّاعی إِلَیْکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِینِ،. اللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَوَحْیِکَ وَخازِنَ عِلْمِکَ .
هدف از خلقت عالم معرفت و عبادت خداوند متعال است, و غرض از بعثت انبیاء از آدم تا خاتم تحقق آن است, رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تربیت بشریّت به معرفت و عبادت ,قرآن و کسی که نزد او علم تمام قرآن است به یادگار گذاشت.
هرچند حوادث روزگار نگذاشت مفسّر معصومِ قرآن, پرده از حقایق کتاب خدا بردارد ولی در فرصت کوتاهی که برای ششمین اختر فرزوان آسمان هدایت پیش آمد,شاهراه مذهب حق را برای رهروانِ از خلقت باز کرد , و فطرت تشنه انسانیت را به آب حیات عبادت و معرفت سیرآب کرد.
امید است پیروان مذهب حق روز عزای آن حضرت, آنچه در توان دارند در مراسم سوگواری انجام دهند تا مشمول دعای مستجاب او شوند که فرمود((رحم الله من احیی امرنا)) رحمتی که سرمایه ی سعادت و وسیله ی نجات از شدائد برزخ و قیامت است.
در راستای جنگ نرم و عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و مقابله با تهاجمات فرهنگی که ایمان مسلمین را نشانه رفته است و سعی در تخریب عقاید و افکارمان دارد در فضای مجازی پایگاه مذهبی بسیج را در سرزمین تکریم مقام عالی امام صادق علیهالسلام شهرستان رفسنجان (بسیج) ،راه اندازی نموده ایم.که وظیفه خود را در قبال احیای اندیشه های والای اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش ها و دفاع از مبانی فکری انقلاب واسلام انجام داده و مطالبی سودمند برای کسانی که جویای حقیقت هستند ارائه نماییم.امیدواریم که شما خوانندگان عزیز با نظرات سازنده خود محبین صادق الائمه علیه السلام را ، در راستای عمل به وظیفه یاری نمایید. این پایگاه در راستای جنگ نرم و تبلیغات حرکت کاروان صادقیه در رفسنجان راه اندازی شده است وبیشتر مطالب آن در خصوص توسل وعشق به اهل بیت و احیای اندیشه های والای اسلام ناب محمدی و تکریم مقام عالی ارباب امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد. امید است که اگر بزرگواران از ما لغزشی دیدند به دیده اغماض در ننگرند و از سر بزرگواری از راهنمایی خود داری ننمایند فاستبقوالله الخیرات الی الله مرجعکم”
آدرس:استان کرمان ، شهرستان رفسنجان
حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نوق
انجمن محبین صادق الائمه علیه السلام
خادم صادقیون احمد تقی نژاد

منبع

در طول تاریخ انسانهایى بوده و هستند که پس از مرگشان، زندگى و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان، وجودشان و شخصیت و اندیشه ‏شان ادامه یافته است. مردان خدا و شخصیتهاى الهى، همانگونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است. و در این میان، زیارت مشهد حسینى از ویژگیهاى برجسته‏ اى برخوردار است.

آنانکه توفیق پیدا مى کنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند، روى به آستان امام حسین علیه السلام آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه کمال و تربیت مى‏گرایند، مدرسه ای که براى هیچ ملتى از ملل گیتى میسر و مقدور نیست .

 مطمئن‌ترین راه
ملحدین و معاندین و مخالفین مکتب تشیع به خیال خود شبهات و اشکالهاى مى کنند و مى گویند: «زیارت قبور، بت پرستى است؟!» در حالى که هر کس که به زیارت قبور ائمه علیهم السلام مى رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زیارت نمى‏کند. چه کسى است که حسین بن على علیهماالسلام را خدا بداند؟!! شیعه، امام را مقرب درگاه خدا مى ‏داند و با توسل به او قربى به خداوند پیدا مى کند، همانطور که خودش در قرآن مجید فرمود: «به سوى او وسیله بگیرید» (مائده/۳۹) امام را وسیله الهى مى ‏داند. زیرا توسل و شفاعت، بُعدى از ابعاد زیارت است که زائر از این طریق خود را به درگاه الهى نزدیک مى‏ کند، و پیشوایان ما وعده فرموده ‏اند که از زائران خود دستگیرى کنند.

امام رضا علیه السلام مى فرماید: هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى دارد و وفاى به این عهد، با زیارت قبر آنان ممکن مى‏باشد. و کسى که به شوق زیارت آنها و با تصدیق به فضیلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه علیهم السلام در قیامت قرار مى‏ گیرد.

شفاخانه یار
پس هر زائرى باید بکوشد تا از این شفاخانه فیض، خواستار آن شود که صفاى دل و دوستى خاطر و پاکیزگى روح و قداست روان و سلامت تن، از سوی آفریدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اینکه هم ظاهر او به جمال و کمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگى‏ها پاک و مصفا گردد.

هر زائرى که با معرفت و شناخت مقام صاحب این مرقد و اهداف او به زیارت برود، از صاحب قبر الهام مى ‏گیرد و اصول و تعالیم مکتب را به یاد مى ‏آورد، و هر زیارت و سلام او سرشار از این آموزشها و الهام‏ ها است.

 درسنامه زندگی
از طرفى زیارتنامه‏ هاى وارده، و خواندن هر کدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفکر واداشته ، متذکر تاریخ و احوال انبیاء و اولیاى معصوم علیهم السلام مى‏گرداند. تأمل در زیارت عاشورا و دیگر زیارات، این مطلب را به خوبى روشن مى سازد که امامان معصوم علیهم السلام به این وسیله در صدد ساختن انسانهاى مۆمن و متعهد بوده‏اند ، لذا به آنها تعلیم داده‏اند که در زیارت امام حسین علیه السلام از خداوند بخواهند که زندگى و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دنیا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد … و ان یجعلنى معکم فى الدنیا و الاخرة».

 اقیانوس بی کرانه فیض
از آن جا که آوردن تمامى روایات وارده در فضیلت زیارت سیدالشهداء علیه السلام در گنجایش این نوشتار نیست، و از طرفى تا انسان، انبوه صدها روایت را در این مورد نبیند، به اهمیت قیام عاشوراء در حفظ دین و عظمت اباعبدالله الحسین علیه السلام و عنایت ائمه اطهار علیهم السلام در محور قرار دادن امام حسین علیه السلام نسبت به دین را در نمى یابد، به ناچار تنها به فهرستى از آنچه در فضیلت مادى و معنوى زیارت امام حسین علیه السلام ذکر شده است ، بسنده مى شود:

۱) روزى را زیاد مى کند.

۲) عمر را طولانى مى کند.

۳) خطرات را دفع مى کند.

۴) گناهان گذشته و آینده را مى آمرزد.

۵) مى تواند پنجاه نفر را شفاعت کند.

۶) حاجت او کنار قبر مستجاب است .

۷) ملائکه براى زوار دعا مى کنند.

۸) نام او را در اعلى علیین مى نویسند.
کربلا

۹) هنگام خروج از خانه از گناه خارج مى شود.

۱۰) ثواب هزار حج مقبول دارد.

۱۱) ملائکه مأمور حفظ او و مالش هستند تا برگردد.

۱۲) روز قیامت خداوند بهترین حافظ اوست .

۱۳) در قدم اول آمرزیده و در قدمهاى بعدى تقدیس مى شود.

۱۴) به هر درهمى ده هزار درهم در دنیا و آخرت به او عوض مى دهند.

۱۵) در قیامت همه آرزو مى کنند از زوار آن امام حسین علیه السلام باشند.

۱۶) زوار امام حسین علیه السلام بر سفره هاى نور هستند در قیامت .

۱۷) زوار امام حسین علیه السلام در جوار پیامبر خدا و امام على و حضرت فاطمه علیهم السلام هستند.

۱۸) زوار امام حسین علیه السلام چهل سال قبل از دیگران به بهشت داخل مى شوند.

۱۹) خداوند مهمات دنیوى زائر را بر آورده مى کند.

۲۰) زائر امام حسین علیه السلام شهید مى میرد.

۲۱) ثواب دو ماه اعتکاف و روزه در مسجدالحرام را دارد.

۲۲) زیارت هر ماه امام حسین علیه السلام ثواب هزار شهید دارد.

۲۳) هر یک قدم که با پاى پیاده بردارد موجب هزار حسنه و آمرزش هزار گناه و بالا رفتن هزار درجه ، براى زائر مى‌شود.

۲۴) هر قدم که پیاده بردارد ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل دارد.

۲۵) هر یک روز اقامت نزد حضرت معادل هزار ماه است .

۲۶) هر قدم که مى گذارد ثواب یک حج و هر قدم که بر مى دارد ثواب یک عمره دارد، به شرط آنکه بخاطر ریا و شنیدن مردم و بیهوده نباشد.

۲۷) زیارت سیدالشهداء علیه السلام ثواب هزار شهید از شهداى بدر دارد.

۲۸) زیارت سیدالشهداء علیه السلام ثواب هزار صدقه مقبوله دارد.

۲۹) و ثواب هزار روزه دار به زائر مى دهند.

۳۰) و ثواب هزار بنده آزاد کردن دارد.

۳۱) زائر امام حسین علیه السلام اگر از اشقیاء باشد، جزء سعادتمندان نوشته مى شود.

۳۲) ثواب آماده کردن هزار اسب با زین و لجام در راه خدا دارد.

۳۳) زیارت امام حسین علیه السلام، زیارت خداست .

۳۴) ثواب هزار جنگ همراه با پیامبر مرسل یا امام عادل دارد.

۳۵) ثواب زیارت امام حسین علیه السلام قابل شمارش نیست .

۳۶) زیارت حضرت در عرفه ثواب یک میلیون حج و یک میلیون عمره دارد.

۳۷) زیارت امام حسین علیه السلام بهترین عمل است .

۳۸) خداوند به زائر امام حسین علیه السلام مباهات مى کند.

۳۹) پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام براى او دعا مى کنند.

۴۰) پیامبر صلی الله علیه و آله و ملائکه در قیامت با زائر مصافحه مى کنند و با امام حسین علیه السلام محشور مى‌شود.

آرى اگر در این روایات که از جلد دهم کتاب شریف وسائل الشیعة نقل شده است، دقت کنید، در مى یابید که خداوند متعال چگونه از امام حسین علیه السلام، حمایت همه جانبه نموده است و هر چه داشته ، براى حضرت قرار داده است . رحمت و مغفرت را، بهشت را، شهادت را، نماز را، روزه را، حج را، جهاد را، روزى را، عمر را، اجابت را، شفا را، ملائکه را و دعاى انبیاء و ائمه علیهم السلام و مهمتر از همه اینکه حسین علیه السلام خون خداست و زیارت او زیارت خداوند جل جلاله.

به امید اینکه خداوند متعال توفیق زیارت حضرتش را در دنیا و شفاعتش را در روز قیامت نصیب ما گرداند.

منابع:
اسرار عاشوراء، سید محمد نجفى یزدى.
آثار و برکات سید الشهداء علیه السلام، علیرضا رجالى تهرانى.
تبیان

منبع

«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (نور-۲) ؛ هر یک از زن و مرد  زناکار را صد تازیانه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید در اجراى دین خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزى نشوید و باید هنگام کیفر آن دو، گروهى از مؤمنین حاضر و ناظر باشند.

نکته‏ ها:
احکام زنا بر اساس شرایط افراد متفاوت است، در این آیه فقط به یک صورت اشاره شده که اگر مرد یا زن مجردى زنا کند، صد تازیانه مى‏خورد، ولى اگر کسى با داشتن همسر، مرتکب زنا شود، رجم و سنگسار مى‏گردد. چنان که اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلاً همسرش در زندان است،) و در این صورت مرتکب زنا شود، حکم سنگسار به تازیانه و شلاق تبدیل مى‏شود.

قرآن، زنا را کارى زشت مى‏داند و از آن نهى مى‏کند. «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏» (اسراء، ۳۲)

ترک زنا را نشانه‏ى بندگان راستین خداوند مى‏شمرد. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ … وَ لا یَزْنُونَ» (فرقان، ۶۳ تا ۶۸)

و دورى از این گناه را شرط بیعت با پیامبر مى‏داند. «إِذا جاءَکَ … وَ لا یَزْنِینَ»  (ممتحنه، ۱۲)

 مفاسد زنا در روایات‏
برخى از مفاسد زنا، در یکى از سخنان حضرت رضا (علیه السلام) عنوان شده، از جمله:

۱ـ ارتکاب قتل به وسیله‏ ى سقط جنین.

۲ـ بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى.

۳ـ ترک تربیت فرزندان.

۴ـ از بین رفتن موازین ارث.  (بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۴)

امام على(علیه السلام) ترک زنا را مایه‏ى استحکام خانواده و ترک لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند. (نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲)

پیامبر اکرم (صلوات اللَّه علیه و آله) فرمود: زنا داراى زیان‏هاى دنیوى و اخروى است:

زیانهای دنیوی: از بین رفتن نورانیّت و زیبایى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.

امّا زیانهای اخروی: درماندگى هنگام حساب قیامت، غضب الهى و جهنّم همیشگى.  (بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۵۸)

از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) نقل شده است:

ـ هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى‏شود. (بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۷۲)

ـ زنا نکنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر که به ناموس دیگران تجاوز کند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه که با دیگران رفتار کنید، با شما رفتار خواهد شد. (بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۷)

 از مکافات عمل غافل مشو
 گندم از گندم بروید جو ز جو

 

امام على(علیه السلام) ترک زنا را مایه‏ى استحکام خانواده و ترک لواط را عامل حفظ نسل مى‏ داند

ـ چهار چیز است که هر یکى از آنها در هر خانه‏اى باشد آن خانه، ویرانه است و برکت ندارد:

۱- خیانت         ۲- دزدى         ۳- شرابخوارى          ۴- زنا.  (بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۹)

ـ زنا، از بزرگ‏ترین گناهان کبیره است. (بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۹)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر گاه مردم مرتکب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:

۱ـ زمانى که زنا رواج یابد، زلزله خواهد آمد.

۲ـ هر گاه مردم زکات نپردازند، چهار پایان به هلاکت مى‏رسند.

۳ـ هر گاه قضاوت مسئولان قضایى، ظالمانه باشد، باران نخواهد بارید.

۴ـ زمانى که پیمان شکنى شود، مشرکان بر مسلمانان غلبه خواهند کرد. (بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۱۱)

 

 پیام‏های آیه
آزادی جنسی ممنوع

۱ـ آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع است. «الزَّانِیَةُ … فَاجْلِدُوا» …

۲ـ نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات زنا، از مردان بیشتر است، بر خلاف دزدى که نقش مردان بیشتر است. به همین دلیل کلمه زانیه قبل از کلمه زانى آمده است. «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی»

۳ـ تنبیه بدنى مجرم، براى تأدیب او و حفظ عفت عمومى لازم است. «فَاجْلِدُوا»

۴ـ در روابط نامشروع هر دو طرف به یک میزان تنبیه مى‏شوند. «کُلَّ واحِدٍ»

۵ـ حدود کیفر باید از طرف خداوند معین شود. «مِائَةَ جَلْدَةٍ»

۶ـ در مجازات مجرمین، ترحم و تحت تأثیر عواطف قرار گرفتن، ممنوع است.

 «لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

۷ـ محبّت و رأفت باید در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

۸ـ دین، تنها نماز و روزه نیست حدود الهى نیز از ارکان دین است. «فِی دِینِ اللَّهِ»

۹ـ صلابت و قاطعیّت در اجراى قوانین، در سایه‏ى ایمان به مبدأ و معاد به دست مى‏آید. «إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

۱۰ـ اجراى حدود نشانه‏ى ایمان به خداست. «إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ»

۱۱ـ مجازات باید به گونه‏اى باشد، که مایه عبرت دیگران شود. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما»

۱۲ـ زناکار، علاوه بر شلاق و شکنجه‏ى جسمى، از نظر روحى نیز باید زجر ببیند. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ» …

۱۳ـ حضور مردم، اهرمى است براى کنترل قاضى و مجرى. «وَ لْیَشْهَدْ … طائِفَةٌ»

۱۴ـ از حضور مؤمنان در صحنه، براى نهى از منکر استفاده کنیم. «وَ لْیَشْهَدْ»

۱۵ـ تنها مسلمانان حقّ حضور در مراسم اجراى حدّ الهى را دارند. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» 

*پیش از ورود اجازه بگیرید!!
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (نور۲۷)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! به خانه‏هایى که منزل شما نیست پیش از  آنکه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام کنید، وارد نشوید. این دستور به نفع شماست شاید پند گیرید.»

معناى «استیناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است که به گفته‏ى روایات مى‏تواند با ذکر خدا باشد و یا صداى پا و سلام کردن و امثال آن. (تفسیر نور الثقلین)

شخصى از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) پرسید آیا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟ فرمود:

بله، گفت: در خانه جز او کسى نیست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.

در روایتى دیگر آمده است که پیامبر (صلوات اللَّه علیه) از ورود مردان به خانه زنانى که اولیاى آنان حضور ندارند نهى فرمود. (تفسیر نور الثقلین)

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور کردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست. (تفسیر کبیر فخر رازى)

پیامبر اکرم (صلوات اللَّه علیه) هر گاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ایستاد بلکه سمت راست یا چپ مى‏ایستاد تا نگاه مبارکشان به داخل خانه نیفتد. (تفاسیر کبیر و فی ظلال)

آنچه از آیه برداشت می شود:

۱ـ اهل ایمان در هر کارى باید از وحى الهى دستور بگیرند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»

۲ـ امنیّت و آزادى براى ساکنین خانه باید حفظ شود. «لا تَدْخُلُوا» (وارد شدن به خانه دیگران به صورت سرزده، حرام است.)

۳ـ از مواضع تهمت دورى کنید. «لا تَدْخُلُوا … ذلِکُمْ خَیْرٌ»

۴ـ باز بودن در خانه، دلیل جواز براى ورود نیست. «لا تَدْخُلُوا»

۵ـ مالکیّت افراد محترم است. «لا تَدْخُلُوا»

۶ـ اوّلین برخوردها باید با محبّت همراه باشد. «تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا»

۷ـ از هر کارى که در آن احتمال شکستن حریم حیا و حجاب است دورى کنید. «تَسْتَأْنِسُوا»

۸ـ در ورود به خانه دیگران، تحمیل، تکلّف و احساس سنگینى ممنوع است. (کلمه «تَسْتَأْنِسُوا» به جاى «تستأذنوا»، نشانه‏ى انس، صفا و صمیمیّت است)

۹ـ وارد شونده باید سلام کند هر که باشد. «تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» آرى، سلام کردن لازم نیست از کوچکترها به بزرگترها باشد.

۱۰ـ مراعات ادب و حقّ دیگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ»

۱۱ـ دستورات الهى را فراموش نکنیم و به یاد داشته باشیم. «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»

۱۲ـ آداب و اخلاق دینى، همان نداى فطرت است لکن فطرت بیدار و هشیار. «تَذَکَّرُونَ»

منابع:
۱- تفسیر نور ج ۸
۲- تفسیر کبیر فخر رازی
۳- نهج البلاغه حکمت ۲۵۲
۴- تفسیر نور الثقلین
۵- بحار الانوار ج ۷۶
 tebyan.net

منبع

قرآن کریم می فرماید کودکان نابالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء. هنگامی که والدین لباسهای معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.

فرزند مایه روشنایی چشم
بعضی از فرزندان و همسران بال انسان هستند و مایه روشنایی چشم: (رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ) (۷۴۴/ فرقان)و بعضی از فرزندان و همسران بار انسان هستند و دشمن جان محسوب می شوند (إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) (۱۴/ تغابن)

امیر المۆمنین (علیه السلام) می فرماید: از خداوند فرزند خوش صورت و خوش قد و قامت درخواست نکردم بلکه از خداوند فرزندانی را درخواست کردم که مطیع خداوند باشند که از او بترسند که هر گاه به آنها نگاه کردم در حالی که از خدا اطاعت می کنند مایه روشنایی چشم من باشند. (عن أمیر المۆمنین علیه السلام قال ما سألت ربی أولادا نضر الوجه و لا سألته ولدا حسن  القامه و لکن سألت ربی أولادا مطیعین لله وجلین منه حتی إذا نظرت إلیه و هو مطیع لله قرت عینی) (بحار الانوار ج ۱۰۱ ص ۹۸)

 فرزند را در پناه خداوند قرار دادن
از آنجا که فرزند هر انسانی در معرض خطر و وسوسه شیطان قرار دارد بر پدر و مادر لازم است که فرزند خویش را در پناه خداوند قرار دهند از اینرو همسر عمران وقتی که خداوند مریم (علیه السلام) را به او عنایت کرد گفت من فرزندم مریم و نسل و ذریه او را در پناه خداوند قرار می دهم تا از شر شیطان محفوظ بمانند. (وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ)(آل عمران ۳۶۶)

دعا برای فرزند
در قرآن کریم بیش از بیست نوع دعا از حضرت ابراهیم (علیه السلام) نقل شده است از جمله: دعا برای فرزندش در سه بخش اعتقادی و عملی و اخلاقی بیان گردیده است:

۱- اعتقادی
(الف) توحید: (وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ) (ابراهیم ۳۵۵) یعنی خدایا من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار.

(ب) نبوت: (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ) (بقره ۱۲۹۹) پروردگارا فرزندان مارا شایسته آن گردان که برانگیزی از میان آنان  رسولی که بر مردم تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را از هر نا پاکی پاک سازد.

(ج) امامت: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ) (بقره ۱۲۴)

 خداوند به ابراهیم فرمود من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم و عرض کرد پیشوایی را به فرزندانم نیز عطا فرما خداوند فرمود عهد من هرگز به افراد ستمگر نمی رسد.

 ۲- عملی (اقامه نماز):
(رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی) (ابراهیم ۴۰۰) خدایا مرا و ذریه و فرزندانم را برپا کننده نماز قرار ده.
 
۳- اخلاقی (تسلیم):
(ربَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ …) (بقره ۱۲۸۸) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خویش قرار ده و فرزندان ما را نیز تسلیم فرمان خود قرار ده.

خداوند ضامن رزق فرزند
قرآن کریم در دو آیه به والدین دستور می دهد مبادا به جهت ترس از گرسنگی فرزندان خود را بکشید. (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ) (انعام ۱۵۱)

از دو آیه فوق استفاده می شود که در جاهلیت مردم نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصب های غلط زنده به گور می کردند بلکه پسران خود را که از سرمایه های بزرگ محسوب می شوند نیز از ترس فقر و تنگدستی به قتل می رسانیدند خداوند آنها را از این کار زشت بر حذر می دارد و می فرماید: رزق آنها و شما بدست ماست و نباید ترس از فقر عامل این جنایت شود.

(متأسفانه این عمل زشت در عصر ما به شکل دیگری مانند سقط جنین انجام می شود.)
فرزند صالح ذخیره قیامت

۱- قران کریم در برخی از آیات می فرماید دقت کنید ببینید چه چیزی را برای قیامت می فرستید.(وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) (حشر/ ۱۸)

۲- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عملی که انجام می دهید ما ثبت می کنیم. (وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ) (یس/ ۱۲)

۳- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر چه را که انسان انجام دهد از عمل خیر می بیند و اگر عمل زشت انجام دهد در قیامت دوست دارد بین او و عملش فاصله زیادی باشد. (یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ  نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَۆُوفُ بِالْعِبَادِ ) (آل عمران ۳۰)

۴- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عمل خیری که انجام دادید در نزد خداوند می یابید (وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ) (بقره/ ۱۱۰)

۵- در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند  صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید.

(نِسَآۆُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّکُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُۆْمِنِینَ) (بقره/ ۲۲۳)

 اجازه فرزند از والدین
قرآن کریم می فرماید کودکان نا بالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء.

هنگامی که والدین لباس های معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنکُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَلَا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُم بَعْضُکُمْ عَلَى بَعْضٍ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ

وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ) (نور/ ۵۸ و ۵۹)

منابع:
یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم پیرامون تربیت فرزند ـ اکبر دهقان
بحار الانوار ج ۱۰۱
تبیان

منبع

ایرانیان، پیش از اسلام، نخستین روز بهار را جشن می‌گرفتند و از آن به عنوان عید یاد می کردند و امروزه نیز به عنوان یک جشن و نماد همبستگی ملی از آن تجلیل می شود و این جشن پیام آور نوشدگی سال، مرگ زمستان، رویش دوباره طبیعت و سمبل خروج انسان از حالت خمودگی، تنبلی و همراه شدن با طبیعت برای حیات اجتماعی دوباره و ایجاد تغییر و تحول درونی و بیرونی است.
ایرانیان از قدیم الایام با خانه تکانی، نظافت، پوشیدن لباس نو و هدیه دادن به کودکان، عیادت از سالمندان و بیماران به استقبال این تحول می‌روند. پس از ورود اسلام به ایران، اسلام نه تنها با این روز مخالفت نکرد بلکه آن را گرامی داشت و از آن تجلیل کرد و از نوروز به روزی که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و برای او شریکی قرار ندهند و روزی که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در غدیر خم برای امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ بیعت گرفت و روزی که قائم با کارگزارانش ظهور می کنند و بر دجال پیروز می شوند یاد می کند و برای آن اعمالی مانند غسل، نماز، روزه، … ذکر کرده است.
از علی بن خنیس نقل شده که می‌گوید در نوروز خدمت امام صادق ـ علیه السلام ـ رفتم فرمود امروز را می شناسی؟ گفتم روزی است که عجم ها آن را بزرگش دارند و به هم هدیه می دهند امام علی ـ علیه السلام ـ فرمودند به کعبه ای که در مکه است این شیوه برای امری دیرین است که برایت تفسیر می کنم. بعد فرمودند در نوروز بود که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و برای او شریکی قرار ندهند نوروز همان روزی است که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در غدیر خم برای امیر المومنین ـ علیه السلام بیعت گرفت و اقرار به ولایت او کردند و روزی است که قائم ما با خاندان و با کارگزارانش ظهور کند و بر دجال پیروز شود و هیچ نوروزی نیاید جز این که ما در آن توقع فرج داریم زیرا آن روز از روزهای ماست که عجم او را نگه داشتند و شما او را گم کردید و بعد به علی بن خنیس فرمودند چون نوروز شد غسل کن و پاکیزه ترین لباس ها را بپوش و به بهترین بوها خود را خوشبو کن و در آن روزه بدار و بعد از فراغت از نماز ظهر و عصر و نافله های آن چهار رکعت نماز بجا بیاور….[۱]
با وجود این که روایاتی در باب نوروز ذکر شده و مراسمی که غالبا در این روز انجام می­شود در روایات به آنها سفارش شده است وهابیون به اسم اسلام با برگزاری این مراسم مخالفت می‌کنند و این امر را بدعت، و کفر و حرام می دانند و پیروان خود را از تبریک گفتن، رفتن به زیارت گاهها، دادن هدیه نوروز به زوج های جوان و حاضر بودن اعضای خانواده در منزل را در شب عید منع می‌کنند. در حالی که بدعت چیزی است که در دین وارد نشده را جزء دین قرار دادن و آن را مقدس شمردن است و کسانی که این روز را جشن می گیرند اولا آن را جزء دین نمی دانند و ثانیا آیا اعمالی مانند قرآن خواندن، دعا خواندن دسته جمعی، صله رحم، دید و بازدید از اقوام و خویشان، رفتن به محل های زیارتی، مسافرت کردن، محبت کردن به دیگران، عیادت از سالمندان و بیماران، که در اسلام به آنها سفارش شده است بدعت است؟ اگر چنین باشد دیگر چیزی از اسلام باقی نمی ماند و باید خیلی از مسائل را با این دیدگاه کنار بگذاریم.[۲]

البته ذکر چند نکته در باب نوروز لازم است:
۱٫ نوروز دارای دو جنبه مثبت و منفی می باشد و آنچه مورد تأیید اسلام است جنبه های مثبت آن می باشد مانند، نظافت، پوشیدن لباس نو، صله رحم، درس خداشناسی و معاد گرفتن، عیادت سالمندان و بیماران، محبت به کودکان، هدیه دادن، رفع کدورت ها، احسان به والدین و اقوام، ولی جنبه های منفی آن مثل انجام امور خلاف دین، اسراف، شهوت پرستی و بزه کاری ها، مسافرت های گناه آلود، شکستن محدویت های محرم و نامحرم، تفریح های ناسالم و غیر شرعی، چشم و هم چشمی ها، که در همه زمان ها و مکان ها مذموم است و مورد تأیید اسلام هم نمی باشد.
۲٫ اطلاق کلمه عید برای نوروز از دیدگاه اسلام درست نمی‌باشد و نوروز جزء اعیاد اسلامی نیست و اعمالی که برای آن ذکر شده به قصد ورود، محل تأمّل و اشکال است ولی می توان این اعمال را به قصد رجاء و مطلوبیت انجام داد.[۳]
۳٫ عید واقعی بندگان صالح خداوند روزی است که در آن معصیت پروردگار نباشد[۴] و نیز در اسلام فقط عید فطر، عید قربان، و عید غدیر به عنوان عید دینی و مذهبی پذیرفته می باشد. لذا به بهانه عید، نباید معصیت خدا را انجام داد که از شایع ترین این معصیت ها اسراف، چشم و هم چشمی ها، تعویض مبلمان و اساس منزل، خرید لباس های فاخر و گران قیمت .. را می توان نام برد که از آنها باید پرهیز شود ولی در عین حال گرامی داشت این روز از نظر دین مبین اسلام به عنوان یک جشن ملی هیچ مشکلی شرعی ندارد و آن گونه که وهابی ها می پندارند موجب بدعت و شرک و امثال اینها نمی شود چه این که بسیاری از رسم و رسومات ملی که با معصیت و گناه ملازم نباشد از نظر دین اسلام انجام آنها مانعی ندارد.

پی نوشت ها:
[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ناشر داراحیاء التراث العربی، بیروت، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، اعمال روز نوروز. ج۵۶، ص۱۱۹٫
[۲]. عید نوروز و گردشگری از دیدگاه اسلام، یدالله نفری، قم، ص۶۵٫
[۳]. اجوبه الاستفتائات، سید علی الخامنه ای، ج۲، ص۱۳۱، س۳۹۰ و ۳۹۱٫
[۴]. نهج البلاغه، محمد دشتی، حکمت ۴۲۸٫

منبع
Page 1 of 4712345...102030...Last »