آرشيو فوریه 2017 - بسیج خبری

بسیج خبری

فوریه 2017 - بسیج خبری

مردى از دنیا مى رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم هایش، به پایان برساند؛ مردى که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهاى سطر پیامبرى و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.

مردى از دنیا مى رود که آخرت را همچون پنجره اى دیگر بر نگاه هاى بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند که ساحل نشینان دنیا را روزنه اى هست که مى تواند به دریاى آخرت برساندشان؛

مردى که دنیا و آخرت را همچون دو چشم در کنار هم، همچون دو بال براى یک پرنده به تصویر کشید؛

مردى که دست هاى دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.

مردى از دنیا مى رود که انسان ها را گره زد به وظیفه خویش؛

مردى که زیر بازوى عقل را گرفت تا برخیزد، مرهم بر زخم هاى معنویت نهاد تا جان بگیرد و ایمان را همچون شعله اى همواره سوزان، در چراغدان جان و روان آدمى برافروخت تا از تیرگى ها نهراسد و در تاریکى ها نمیرد.
 
واپسین نفس هاى مهربان
دریاى بى کرانه اى که اینک در بستر آرمیده است و نفس هاى مهربانش به شماره افتاده اند، سال هاى سال، ستون هاى عرش را بر دوش کشیده و عمرى، دلیل هستى بوده است.

خسته است. شاید این لحظه هاى در بستر افتادن، قدرى به آغوش آرامش ببرند آن چشم هایى را که هرگز آسوده خاطر نخوابیده اند؛ چشم هایى که شب تا صبح، به آسمان خیره بود و نگران سرنوشت اهالى خاک، تمام دعاهاى خیرخواهش را به درگاه خدا مى برد.

… چگونه این همه سال رنج پیامبرى را بر دوش کشیدى و «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرا»، ورد زبانت بود!

چگونه این همه دویدى با گام هایى که لحظه اى نیاسودند و جز مشقت، سرنوشتى نداشتند؟ از مکه به مدینه، از نیمه شب هاى تهجّد به معراج، از خندق به خیبر و اُحد و بدر… از حرا به شعب ابى طالب… چه فرسنگ هاى جان فرسایى را پشت سر گذاشتى!

 همیشه نگران «امت» بودى
دیگر تمام شد؛ تمام آن روزهاى بى قرارى و شب هاى بى خواب که گمراهىِ مردمِ زمانه، تو را آسوده خاطر نمى گذاشت؛ تو را که در همه لحظه ها، براى رونق سفره هایشان و براى خاطر روشناى خانه ذهن و دلشان، خواب و خور نداشتى.

دیگر آرام باش که پروردگار، بار سنگین نبوت را از شانه هاى پرطاقت این همه سال تو برگرفت و تو، امانت خطیر خویش را به منزل مقصود رساندى.

آه از دل مهربان تو اى رحمه للعالمین که در این واپسین نفس ها مدام زیر لب زمزمه مى کنى: امّتى، أمّتى…

آری! دیگر این کوچه ها، صداى گام هاى کسى را نمى شنوند که سپیده را در رگ هاى شهر جارى مى کرد و پرندگان، جاى پایش را بوسه مى زدند و فرشتگان، در رشحات وضویش غسل مى کردند؛ همان مردى که از فراز بام خانه ها، باران خاکروبه بر سرش مى بارید و او به عیادت این جفاى بى حرمت مى رفت.

تا هنوز و همیشه، حنجره مؤذنان توحید به شوق او فریاد مى شود و گلدسته هاى زمین، به بلنداى نام او تکیه دارند؛ رسول مهربانى که خدا به او فرمود: «براى این امت فراوان دعا کن که دعاى تو مایه آرامش آنهاست…».

منبع:tebyan.net

منبع

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !

از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا !

 

 

من خوب می‌دانم بدم اما دوباره آمدم

خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !

 

به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن

صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !

 

 

وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت

افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا !

 

تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوریان

در صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواه»م یا رضا !

 

مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان

 

در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا !

 

یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم

شکر خدا پهلوی تو من رو به راهم یا رضا !

 

از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی

با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا !

 

من در بهشتم پس قسم، ساقی! به سقاخانه‌ات

حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !

 

پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم

عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا !

 

یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کند

تا صحن آزادی شبی باشد پناهم یا رضا !

 

از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین

«رَستم از این بیت و غزل» من مست مستم یا رضا !

 

 

 

منبع:tebyan.net

منبع

صدایی می‌شنیدم

چه گرم و مهربان بود

 

صدای آشنایی

که با من همزبان بود

 

صدا، آرام می‌گفت:

ز جا برخیز فرزند

 

ببین بر چهره‌ی گل

نسیم سرخ لبخند

 

به دامان سپیده

صفا و شادمانی

 

به گلبرگ شقایق

نشان مهربانی

 

ببین پروانه‌ها را

چه زیبا پر کشیدند!

 

چه آرام و سبک بال

ز روی گل پریدند

 

ز جا برخیز فرزند

تماشای سحر کن

 

سرود زندگانی

سرود عشق، سر کن

 

پریدم چون پرنده

ز جا برخاستم زود

 

«ز جا برخیز فرزند»

صدای مادرم بود

 

گل من بود مادر

که با من راز می‌گفت

 

سخن از روشنایی

هم از پرواز می‌گفت

 

چو در نور سپیده

نمودم شست و شویی

 

به آب پاک و روشن

گرفتم من وضویی

 

به قلب کوچک من

گل امید وا شد

 

تمام خانه‌ی ما

پر از یاد خدا شد

 

منبع

غدیر، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا.

کاروانیان از حج بازگشته ‏اند و سوغاتی از «توحید» به همراه دارند. با استماعِ بیاناتِ رسولِ مهربانی، رو به « نبوت » آورده ‏اند و اینک « امامت » .

کدامین طنین، با آهنگی از دیار آینه، می‏تواند گل و گلشن را به سینه ‏ها مهمان کند؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه.کنارِ برکه، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید و از دیگر سو، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را.

غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین، مستقرّ می‏ سازد. دستی، جانشینِ دستی شد و از این گل تازه، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد.

غدیر، برکه‏ای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاری‏ های پیاپی، رسیدن به هم‏ صدایی و هم سویی.

غدیر می‏ خواست تمامیِ فاصله‏ ها را به صفر برساند و به مارهای خفته و مترصد، طعم گس هلاکت بچشاند.

می‏خواست تحریف، در جامعه نیفتد.

کدام زخم، با فراموشیِ این میثاق برابری می‏کند آیا؟!

عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان، خنکایِ بهار را لمس کرد.

برکه‏ ای که ماناتر از اقیانوس بود، امامت را به جریان انداخت.

غدیر، آبراه ه‏ای بود به خشک‏زار اندیشه‏ های تمام أعصار.

منبع:tebyan.net

منبع

مانند نور آمدی و لا مکان شدی

پرواز آسمانی هفت آسمان شدی

 

با جلوه های نوری بالانشین خود

   خورشید صبح و ظهر و غروب اذان شدی

 

تا اینکه انبیا به تو نزدیکتر شوند

روضه شدی و در همه دوران بیان شدی

 

محرابهای مسجد دنیا ، خدا نداشت 

 از عرش آمدی و خدای جهان شدی

 

یک یاحسین گفتم و دیدم دلم شکست    

 اشکم شدی ز گوشه ی چشمم روان شدی

 

یک شب کناره سفره تو سائلت شدیم 

یک شب کنار سفره ی ما نانمان شدی

 

قبل از دراز کردن دست گدائی ام   

آقا شدی کریم شدی مهربان شدی

 

ناراحت جدائی مهر تو نیستم

روزی که آمدی به دلم جاودان شدی

 

یک وقتی آمدم که به دردت نمی خورم

دیر آمدم تو همسفر خیزران شدی…

 

 

منبع:tebyan.net

منبع

 

 الها! پادشاها! بی‌نیازا!

خداوندا! کریما! کارساز!!

 

به صدق سینة پاکان راهت

به شوق عاشقان بارگاهت

 

به شب نالیدن پادر کمندان

به آه سوزناک مستمندان

 

به حقّ صبر بی‌پایان ایّوب

به آب چشم خون افشان یعقوب

 

به حقّ رهنوردان طریقت

به حقّ نیکمردان حقیقت

 

که بر جان من مسکین ببخشای

در رحمت برین بیچاره بگشای

 

که بر جان من مسکین ببخشای

در رحمت برین بیچاره بگشای

 

بر احوال تباهم رحمت آور

به آه صبحگاهم رحمت آور

 

دل ریش (عبید) از غم جدا کن

به فضل خویشتن کامش روا کن

 

 

منبع:andisheqom.com

منبع

کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم ‏های سرخ، از عطش‏های پرپر شده.

این آتشیادها، چهل روز چون اسبان تاخته ‏اند بر پیکر صبر آنان.

بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول، رسیده ‏اند به نقطه ‏ای از آغاز؛ به نگاه‏های در خون شناور، به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت.

کاروانِ اربعین، با خطبه‏ های گریه، از شام رسوا برگشته است و تصاویر جراحت، در سوزنده‏ ترین بیان قاب می‏شود و در سوزنده ‏ترین بیابان.

بغل بغل شعله ریخته می‏ شود در صحرا.

دوبیتی‏ های پرلهیب، سطح مصیبت ‏زده دشت را گلگون‏تر می ‏کند. اکنون چهل روز از آن سیل عطش، سپری شده است. قافله‏ای زخم خورده، وارد سرزمین چهلمین روز می‏شود.

اینان اربعین را با خود آورده ‏اند؛ با نقل خاطرات قطعه قطعه شده. دنیای ادب نیز گل و ستاره آورده است که به پای سربلندی‏شان بریزد.

سلام بر استواری غیرقابل ترسیم شما! سلام بر آن گام‏های شکیباتان که جاده‏ های دراز شام را خسته کرد!

هر سال، چشمان غمبار اربعین که می‏ آید، اطراف ما پر می‏ شود از هیئت‏های مذهبی التماس و دسته دسته گل‏های اشک.

هر سال اربعین، از لابه‏ لای واژه‏ های مذاب بسیجان، دل‏های آسمانی شما دیده می‏شود و علم‏های ما از هوش می‏روند.

لباس‏های مشکی تقویم، بوی قتلگاه می‏گیرند.

اربعین! به یاد روشنیِ شما شمع‏ گونه می‏ سوزیم و گریه سر می‏ دهیم برای فاصله‏ های خود و زجرهای شما.

خوشا زندگی در این گریستن و مردن‏های پیاپی!

خوشا گریستن برای داغ‏های زینب علیهاالسلام ، برای مصیبت‏های سجاد علیه‏السلام ، برای بی‏تابی بچه‏ های آسمان!

سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر از گریه را برای ما به راه می‏ اندازد!

من برای گریستن، به آغوشت محتاجم.

منبع:aviny.com

منبع

مرد غریب شهر، کبود است پیکرت     

  آهسته تر شده ست نفس های آخرت

 

آقای من در آن وطن مادری تو      

یک مرد هم نبود شود یار و یاورت؟

 

تنها تویی که خانه شده قتلگاه تو 

تنها تویی که قاتل تو بوده همسرت

 

چون تکه پاره ی جگرت را به طشت دید

آهی کشید از دل و می گفت خواهرت:

 

ای بعد مادر و پدرم سر پناه من

آورده زهر کینه ی دشمن چه بر سرت؟

 

گفتی: زمان مرگ تو در بین کوچه بود  

روزی که بود دست تو در دست مادرت

 

روزی که پیش چشم تو آیینه ی رسول

افتاد روی خاک مدینه برابرت

 

خون می چکد ز گوشه ی لب های تو ولی 

تصویر کربلاست در آن دیده ی ترت

 

معلوم شد فراق تو داغی عظیم بود

با سوگنامه ای که سروده برادرت

 

عباس با حسین چگونه کشیده اند

  بیرون هزار تیر ستم را ز پیکرت

 

حالا تویی و آن کرم بی نهایت ات  

    حالا منم گدای قدیمی این درت

 

یک لقمه نان دهی ندهی شکر می کنیم   

  ما را نوشته اند بمانیم نوکرت

 

یک روز اگر که گنبد زردت بنا شود   

  می خواهم از خدا که شوم من کبوترت

 

منبع

 

لطف الهی به الهی زار

نیز امید است دهد وصل یار

 

عشق مرا سوی نگار آورد

سوی بهشت رخ یار آورد

 

یک نظر آن دلبر مهوش کند

عاقبت کار مرا خوش کند

 

از می آن ساقی شیرین لبم

مست کند صبح نماید شبم

 

درگذرد ازگنهم لطف دوست

لطف، چنین پرگنهی را نکوست

 

کس نه طلب کار ز لطف دوست

لطف،‌ چنین پرگنهی را نکوست

 

کس نه طلب کار ز لطف تو بود

لیک ترا بر همه لطف است وجود

 

ای کرمت در ازل اول عطا

زان کرم آمرز زما هر خطا

 

محو کن ای دوست گناه مرا

صبح کن این شام سیاه مرا

 

شاد کن از عشق،‌دل زار من

تا نگرد دیده رخ یار من

 

بر من رسوای ذلیل و زبون

گمشده و کشتة این نفس دون

 

رحمتی ای ساتر و غفّار من

درگذر از زشتی کردار من

 

هست شفیع من زار تباه

لطف تو و مهر رسول اله

 

گر نبود عشق تو سودای من

وای من و وای من و وای من

 

مهر «علی» بر دلم افزون نما

شاد، به یادت، من دل‌خون نما

 

شاد، به یادت، من دل‌خون نما

وان دل پرمهر و رخ ماهشان

 

سینه‌ام افروز به نور یقین

با همه اخیار کنم همنشین

 

زنگ مرا از دل من پاک کن

جلوه در آیینة ادراک کن

 

در دو جهان یاد توام یار بس

روی توام جنّت و گلزار بس

 

بر ورقم کش خط غفران خویش

بر ورقم کش خط غفران خویش

 

منبع

در این مراسم آقایان حاج علی ملایی, حاج حسین کاظمی , مجید کریمی ,مجید حسین پور و …. به تلاوت آیاتی از کلام الله مجید پرداختند. همچنین بسیج اهل بیت آقای کربلایی رضا غلامرضا زاده بلبل  صادقیه  با ذکر مصائب اهل بیت دلها را متحول و در سوگ  ایام فاطمیه حاضرین اشک ماتم ریختند.  و  در پایان نیز حجت الاسلام رمضانی به سخنرانی درباره جایگاه قرآن کریم و قاری قرآن پرداخت.

بعد ختم مراسم  شرکت کنندگان با همراهی بازماندگان به مزار مرحوم در جوار آستان مقدس امامزاده سیدجلال الدین اشرف  شرفیاب شده و با نثار فاتحه ای یاد ایشان را گرامی داشته و در آنجا  از بیانات و نوای گرم بسیج اهل بیت حاج محمد نقوی  استفاده کردند.

یادآور می‌شود،  مرحوم حاج علی ملایی زاده متولد ۱۳۰۷ روستای جلال آباد    در  ۴ اسفند ماه ۱۳۹۵ ماه مصادف با  ایام فاطمیه  در سن ۸۸ سالگی  بعد از نماز مغرب در حالی که فرزند بزرگشان محمد ملایی زاده سوره یس را برایشان تلاوت میکردند دعوت حق را لبیک گفتند. و پیکرش  پس از مراسم تشیع با حضور پرشور مردم  ولایتمدار منطقه و قرآن دوستان   در قبرستان جوار   آستان مقدس امامزاده سیدجلال الدین اشرف کنار قبر پدر مرحومشان ملا عبدالله ملایی زاده  به خاک سپرده شد.  مرحوم حاج علی ملایی زاده  در حالی که پدرش ملا عبدالله  و مادرش ملا زهرا هردو  از قاریان قرآن بوده  از ۵ سالگی قرآن را به او تعلیم داده بودند او با قرآن انس پیدا کرده بود . او در کودکی  بر اثر تشویق و حمایت جد مادریش میرازی حاج حسن که از معتمدین و امنای جلال  آباد بود بیش از ۵۰ سوره از قرآن را حفظ کردند  و تا پایان عمرشان هر شب سوره های  یس و ارحمن و واقعه و…  بعد از نماز صبح و قبل از خواب  میخواندند  با اینکه از طریق کارگری و کشاورزی امرار معاش میکردند    ساعاتی از شبانه روزش رابه تلاوت قرآن می پرداختند و در تمامی جلسات ترحیمی که از وی دعوت  میکردند بدون کوچکترین هدیه ای اطاعت امر میکردند و قرآن میخواندند. مرحوم ملایی زاده بیش از هشت دهه از عمر خویش را در راه خدمت  قرآن صرف نمودند. ایشان نه تنها خادم قرآن بودند بلکه خیر اندیش و خیر خواه و دعاگوی  خیرمردم بودند  روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

منبع

 

باز متن شعرم آواز خداست

باز فصل مثنوی بی‌انتهاست

 

باز باید در ثنایی اینچنین

حمدلله خواند و رب العالمین

 

باز در مهمانی گل واژه‌ها

یاس ها، بابونه ها، آلاله ها

 

باز در جشن اقاقی‌های عشق

رقص دلچسب قناری‌های عشق

 

می‌زنم دل را به دریای بلا

پله پله تا ملاقات خدا

 

می‌توان از نور حق بی‌تاب شد

نور اگر نتوان، توان مهتاب شد

 

می‌توان در حمد رب العالمین

مست شد از جام جانسوز یقین

 

می‌توان در حمد حق شعری سرود

در سپاس بی‌کرانش لب گشود

 

حمد تفسیر تمام سوره‌هاست

معنی الفاظ پر رمز خداست

 

حمد یعنی قل هو اللّه احد

حمد یعنی از بلد تا فی کبد

 

حمد رب اشرح لی گفتن‌های ماست

حمد زینت بخش قرآن خداست

 

حمد یعنی عشق آن محبوب پاک

ناله‌های عاشقان سینه چاک

 

حمد یعنی آیه‌ی قالوا بَلی

حمد یعنی إِستَجِب‌های خدا

 

معنی إنّا إلَیه راجعون

از درون حمد می‌آید برون

 

معنی استشهاد حقانیت است

حمد استخلاص بعد از نیت است

 

لم یلد یک وصف و آن عرفان تو

حمد می‌خوانیم در فرمان تو

 

پی سپاران طریق آنکه هست

حمد می‌نوشند از جام اَلَست

 

ز آنکه ما هم تشنگانی بی‌کسیم

در طریق حمد حق همچون خسیم

 

بر مدار حمد می‌شاید که زیست

چیست غیر از حمد خالق چیست، چیست؟

 

من نمی‌دانم سزاوار تو چیست

مثنویم در خور حمد تو نیست

 

تو بزرگِ، بی‌نیازی، بی‌نیاز

تو حمیدی ای کریم سر فراز

 

 

علی شاهرخ فلسفی

منبع:andisheqom.com

منبع

 ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ،

و نشانه های آشکاری در سراسر هستی بر وجود او شهادت می دهند ؛

هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد ؛
نه چشم کسی که او را ندیده می تواند انکارش کند ،
و نه قلبی که او را شناخت میتواند مشاهده اش نماید ..

در والایی و برتری از همه پیشی گرفته ؛
پس، از او برتر چیزی نیست ،
و آنچنان به مخلوقات نزدیک است که از او نزدیکتر چیزی نمی تواند باشد …

مرتبه ی بلند او را از پدیده هایش دور نساخته ،
و نزدیکی او با پدیده ها، او را مساوی چیزی قرار نداده است ..

عقل ها را بر حقیقت ذات خود آگاه نساخته ،
اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است ..

پس اوست که همه ی نشانه های هستی بر وجود او گواهی می دهند ،
و دل های منکران را بر اقرار به وجودش واداشته است ،

خدایی که برتر از گفتار تشبیه کنندگان و پندار منکران است …

“خطبه ی ۴۹ نهج البلاغه”

منبع:dar-jostejooye-khoda.blogfa

منبع

السلام ای سجده ی نورانی سجاده ها

السلام ای هم قبیله با دل افتاده ها

السلام ای رنج دیده در زمین کربلا

السلام ای دل بریده از همه دلداده ها

السلام ای همسفر با دختر آلاله ها

السلام ای خورده از دست بلایا باده ها

السلام ای پایِ خونی در ره پر داغ شام

السلام ای عشق باز وادی آزاده ها

السلام ای نور دل پیچ فضای کربلا

اربا اربا دیده در کرب و بلا شهزاده ها

رأس بابا روی نی انقدر جان دادن نداشت

تو نگو حتی سر او نای افتادن نداشت

از نظر بر گردن پاره تو نالان می شدی

تا که زینب ناله می زد زار و گریان می شدی

وقت رگبار لگد بر جسم بیمار حسین

کم کَمَک روح از تنت می رفت و بی جان می شدی

یک سوال پر جواب از تو بپرسم خوب من

از چه در قتلگه بابا تو حیران می شدی

یاد بوسه بر لب خشکیده ی بابا به خیر

وقت بوسه مست بوی خوب ریحان می شدی

حق تو شام بلا و کوچه و بازار نیست

کاش شاه یکه تاز ملک ایران می شدی

ای برادر با رقیه – ای عزیز و نور عین

ای صفای دیده ی خونبار پر داغ حسین

منبع:maddahi.com

منبع

خداوندا ! مرا درآنچه تورا ازمن خشنود می سازد و یاد مرا در میان مردمان نیک می گرداند ، کامیاب نما.

خداوندا!  بار الهی!آگاهی ام باش! خدایا! مرا از شر ناآگاهی ها نجات ده!

خدایا! چراغ ایمان را در دلم روشن کن! مگر تو نمی گفتی: مثَل تو مثَل نور است در دل مومن؟! نور حضور را به من غایب عطا کن!

الهی !  مرا در شمار کسانی قرار ده که چون نیکی می کنند شاد می شوند و چون بدی می کنند آمرزش می خواهند.

خداوندا ! سرانجام ما را در همه ی کارها نیک بگردان و از خواری در این جهان و رنج آن جهان در پناهمان گیر.

بار خدایا ! مرا به آن چه آموخته ای ، بهره مند گردان و آن چه برای من مفید است به من بیاموز و همواره بر دانشم بیفزا.

خداوندا !   گوش های دلم را برای شنیدن آیه های قرآنت باز کن و فرمانبرداری از خود و فرستاده ات را روزی ام گردان ، چنان کن که مطابق کتاب تو رفتار کنم. 

ای زنده ! ای پاینده ! از مهربانی ات ، فریادرسی می خواهم . مرا چشم بر هم زدنی ، به خودم وامگذار و کارهایم را همه به سامان آر.

ای خدا کیست که مزه شیرینی دوستیت را چشیده باشدوغیر تو را بجای تو اختیار کند.

و آن کیست که به مقام قرب تو انس یافته و لحظه ای از تو روی گردانیده باشد ؟

 منبع:tebyan.net

منبع

دانلود فیلم ایرانی شروع یک پایان با کیفیت عالی

دانلود رایگان فیلم جدید و ویدیویی شروع یک پایان با کیفیت عالی و لینک مستقیم

به کارگردانی آرش تقواشعار محصول 1394 با لینک مستقیم

Downloade Filme Shoroe Yek Payan Whit Direct Links On Irooni Film


دانلود فیلم ایرانی شروع یک پایان با کیفیت عالی

خلاصه داستان:
مهیار (علی انصاریان) که تازه از زندان آزاد شده سراغ دوست قدیمی خود کاوه (حسین مهری) میرود تا ورد کار جدیدی شوند در این بین مهیار با دوست کاوه یعنی صبا (لیلا اوتادی) آشنا میشود. این دو به کمک هم . . .
بازیگران: حسین مهری، لیلا اوتادی، علی انصاریان، نازنین کریمی، مجید شهریاری، شیما امام دوست و . . .

شروع یک پایان

نوشته دانلود فیلم ایرانی شروع یک پایان با کیفیت عالی اولین بار در ایرونی فیلم | دانلود فیلم ایرانی پدیدار شد.

انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکوتی مبهم، آغازی بی پایان را می سراید» درگذشت حاج علی ملایی زاده را به خانواده محترم و سایر دوستان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .

«کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»

با نهایت تاسف و تاثر به اطلاع می رساند 

حاج علی ملایی زاده به دیار باقی شتافت به همین مناسبت مراسم تشییع آن مرحوم روز پنجشنبه ۹۵/۱۲/۵ ساعت ۹  از منزل آن مرحوم واقع درجعفر آباد

نوق به سمت امامزاده سیدجلال الدین اشرف برگزار میگردد.

حضور شما گرامیان موجب تسلی خاطر بازماندگان وشادی روح آن مرحوم خواهد بود . ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان و تمامی بستگان ، از درگاه ایزد متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و علو درجات و برای بازماندگان صبر جمیل و عمر با عزت مسئلت می نماییم.

شورای مرکزی انجمن محبین حضرت صادق الائمه علیه السلام

منبع

«کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»

 به  مناسبت  در گذشت  مرحوم مغفور  حاج علی ملایی زاده از قاریان و خادمین به قرآن کریم مراسم ترحیم  آن مرحوم روز جمعه ۹۵/۱۲/۶ ساعت۱۳/۵ تا ۱۶ در مسجدجعفر آباد نوق  برگزار میگردد.


حضور شما سروان گرامی موجب تسلی خاطر بازماندگان وشادی روح آن مرحوم خواهد بود . ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان و تمامی بستگان ، از درگاه ایزد متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و علو درجات و برای بازماندگان صبر جمیل و عمر با عزت مسئلت می نماییم.

شورای مرکزی انجمن محبین حضرت صادق الائمه علیه السلام

منبع

ای خدا !

من تو را معشوقی دانم که به سودای شورانگیز عشقت دل باخته‌ام

و خود به شیفته‌ای مانَم که سوی کاروان پرشور عاشقانت تاخته‌ام

من از رسم عاشقانِ دل‌سوخته آموخته‌ام که خرسندی‌ات پیشه کنم

و چشم به این دوخته‌ام که از خَشمت اندیشه کنم

اگر آن را بسازی

من عشقی زیباتر بازم

و اگر تو خود بخواهی

من از دامنه‌ی ترس و هراسم می‌کاهم

 خدایا !
رمضان است و بهار قرآن

با روزان و شبانی همه نورباران

به هر برزن و کویی که روانه شویم

از نغمه‌ی دل‌انگیز آیه‌آیه‌ی کتابت دیوانه شویم

 رمضان است و همه جا عشق باریده

و زمزمه‌ی آیات تو تا نهان‌خانه‌ی همه‌ی شیفتگان تو کشیده

 بهار آفرینا !
مرا نیز بر سفره‌ی رنگ‌رنگ عشقت مهمان کن

و به کامی که خود در کامم می‌کنی قرآن‌خوان کن

از هر که به لطف و مهربانی شهره است، تو مهربان‌ترینی

پس امید آن دارم که غبارِ غم از چهره‌ی اندوه‌آلودِ من نیز برچینی

 منبع:shafaqna.com

منبع

 ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام

در انتظار مقدَمَت ، دل را به لطفت بسته ام

بازآ دوباره در بَرَم ، شوری فتاده در سرم

باز آ مرا اینجا ببین ، وقت غروب دیگرم

پر می زند هر دم دلم ، مشتاقم از روی کَرم

بخشی منِ دلداده را ، یکدم حضورِ «حاضرم»

تو مُنتهای حاجتی ، در عین قدرت رحمتی

شایسته باشد گر کنی ، حاجت روایم ای سخی

ثور و ثریا را بگو ، شمس و قمرها را بگو

اندر زمین و آسمان ، رب رحیـــما را بگــو

 

جویای اویم هرزمان ، عشقش گرفته درمیان

صبرم دوصد چندان کنم ، کاید به بالینم عیان

 

چله نشینم بهر تو ، افتاده ام در بند تو

بازآ و بازم می رهان ، چون کس ندارم غیرِ تو

 

حور و پری شاد آمده ، آزادِ آزاد آمده

آنکو که حول عرش رب ، یارش به دیدار آمده

 

خوش باش حالا بنده ای ، کز حوریان هم برتری

گر سرنهی بر امر رب ، از این و آنَت می رهی

دزدان ره اندر کمین ، من مانده ام اینجا غمین

باز آ کنارم ای خدا ، با تو شوم از متّقیــن

ذکر تو آرامم کند ، دیدار تو شادم کند

اُدعونی اَستَجِب لَکُم ، خواهم که آزادم کند …

 

 

منبع:jonbeshnet.ir

منبع

دانلود فیلم سیانور ۴ اسفند ۱۳۹۵

دانلود فیلم ایرانی سیانور
دانلود فیلم ایرانی جدید زیبای سیانور با کیفیت عالی و لینک پر سرعت
به کارگردانی بهروز شعیبی

sianor

بازیگران فیلم سیانور :
مهدی هاشمی،هانیه توسلی،پدرام شریفی،بابک حمیدیان،بهنوش طباطبایی،رضا مولایی،فرزین صابونی،فریدون محرابی،سارا توکلی،وحید حبیبیان،وحید رونقی و آتیلا پسیانی و …
خلاصه فیلم سیانور :
داستان «سیانور» در دهه ۵۰ می‌گذرد و محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده می‌شود …
توضیحات:
دومین ساخته بهروز شعیبی است که در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. «سیانور» یک عاشقانه سیاسی است که محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است، که در دهه ۵۰ به تصویر کشیده می شود. با اینکه هنوز از این فیلم رونمایی نشده است، رسانه‌ها گمانه زنی می‌کنند که با یک فیلم سیاسی جدی طرف هستند. این فیلم محصول موسسه سینمایی سیمای مهر است. فیلم «دهلیز» اولین ساخته بهروز شعیبی، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن (هانیه توسلی) و سیمرغ بهترین فیلم اول سی و یکمین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد و در ۹ بخش دیگر نامزد دریافت سیمرغ بلورین بود .

نوشته دانلود فیلم سیانور اولین بار در ایرونی فیلم | دانلود فیلم ایرانی پدیدار شد.

Page 1 of 612345...Last »